اگه توام تنهایی بیا پیش من ...

لطفا جواب بدین !!!!

نویسنده :مرصاد بندار
تاریخ:دوشنبه 10 بهمن 1390-07:27 ب.ظ

نظر سنجی


ـ به نظر شما تفاوت های اصلی دخترها و پسر ها چیست؟

 

ـ به نظر شما یه دختر یا یه پسر خوب باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟



نوع مطلب : اخبار / اطلاعیه  

گل شکستنی

نویسنده :مرصاد بندار
تاریخ:پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390-07:32 ب.ظ



بخواب گل شکستنی که شب داره سر میرسه


                                 مهلت عاشقی هامون داره به اخر میرسه


نگاه نکن به آسمون خورشید خانم رفته دیگه


                              اینجا کسی از قدیما قصه و شعری نمی گه


بخواب قشنگ و موندنی که دنیا دیدن نداره


                                    گلای خشک کاغذی که دیگه چیدن نداره


ضریح عشقمون دیگه هیچی کبوتر نداره


                             شب میره اما تو کوچه تاریکی شو جا میذاره



متن آهنگ زیبای مرتضی پاشایی-گریه کن بهمراه لینک

نویسنده :مرصاد بندار
تاریخ:پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390-07:31 ب.ظ

 


گریه کن! تو می تونی

پیش اون نمی مونی

  اون دیگه رفته بسه تمومش کن

گریه کن! ته خط

عشق تو! دیگه رفته

  تو دل! یکی دیگه نشسته
تمومش کن

چشم به راه نشین اینجا

می مونی دیگه تنها

گریه نکن دیگه اون نمیاد خونه

دست بکش !دیگه از اون

طفلکی دل داغون

  اون دیگه خوشه فکرنکن حالتو میدونه

تنها می مونی

  آخه اینو میدونی

مثل اون پیدا نمیشه

اشکات میریزه

آخه اون واست عزیزه

  توی قلبته همیشه

یادش می افتی

دلت آتیش میگیره

میگی کاش برگرده پیشت

راهی نداری

تو باید طاقت بیاری

آخه میدونی نمیشه

گریه کن! تو می تونی

پیش اون نمی مونی

  اون دیگه رفته بسه تمومش کن

گریه کن! ته خط

عشق تو! دیگه رفته

تو دل! یکی دیگه نشسته

تمومش کن


اینم لینک دانلود این موزیک فوق العاده :

( آدرس زیر را select کرده و بر روی Addres bar خود copy/paste کنید )

http://arian-it.persiangig.com/audio/gerye%20kon%20-%20www.arian-it.blogfa.com.mp3



نوع مطلب : تازه ها  سرگرمی و طنز  

بچه مایه دار ( شعر طنز )

نویسنده :مرصاد بندار
تاریخ:پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390-07:30 ب.ظ

 


منم آن بچه پولداری که الان
تو می بینی مرا در این خیابان


همان هستم که شلوارم بود تنگ
لباسم هر ورش باشد به یک رنگ

به چشمم عینک Reyban گذارم
به گوشم هدفون آی پاد گذارم

تو که مبهوت من هر روز بودی
مرا حتما شناسایی نمودی

پرادوم قرمز است و لامبورم زرد
دو بنزم را پدر از "آخن" آورد


دوسالی هم خودم رفتم به خارج
نوشتم اسم خود را توی کالج

و چون در تنبلی ممتاز گشتم
اروپا را که گشتم بازگشتم!


بهار مالزی را دوست دارم
زمستان سوی آلمان رهسپارم

روم گر بهر سرگرمی به پاریس
دو ویلا می خرم در"کان"و در"نیس"


اگر یک هفته در تهران بمانم
روم سوی فشم با دوستانم

ایمیل و فکس من درجنب و جوش است
موبایلم نیز همواره به گوش است


خلاصه زندگی شیرین و خوب است
کجایش حاوی نقص و عیوب است؟

نمی دانم چرا بعضی ز مردم
نمی پویند راه لندن و رم؟!


اگر از غصه دنیا غمینی
سفر باید کنی حتی زمینی!

به یک جا ماندگاری حیف دارد
سفر سوی فرانسه کیف دارد!


چرا نالی ز کمبود و گرانی؟
سفر کن جان من تا می توانی!

ز بی نانی چرا هی می کنی غش؟
بخور شیرینی و پیتزا به جایش!


چرا آخر پراید را دوست داری؟!
بخر بنزی به عنوان سواری!

چرا در شوش مسکن می گزینی؟
نداری ظرفی از پیرکس و چینی!


اتاق منزلت مانند گور است
بیا جردن، ببین اینجا چه جوراست؟!

کمی چون وقت من امروز ضیقه(!)
کنم ایجاز: هان ای بدسلیقه!


اگر از خوب و بد بی اطلاعی
بکن با بنده تشریک مساعی

بگویم تا چه چیزی برگزینی
و در دنیا کجاها را ببینی!


ولی فعلا ندارم وقت تفسیر
که پرواز هلندم می شود دیر!




یه دوست پسر هم نداریم

نویسنده :مرصاد بندار
تاریخ:پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390-07:28 ب.ظ

یه دوست پسر هم نداریم

یه دوست پسر هم نداریم بهمون پیشنهاد بیشرمانه بده ، ماهم کلی کولی بازی در بیاریم
یه دوست پسر هم نداریم مجبورش کنیم اسم مارو رو بازوش خالکوبی کنه
یه دوست پسر هم نداریم با وضع فجیع برم بیرون همه بگن تو چرا این شکلی شدی بگم اونی که باید بپسنده پسندیده
یه دوست پسر هم نداریم قاصدک ببینیم بپریم روش بگیم وای ازش خبر آورده
یه دوست پسر هم نداریم از سربازی معاف باشه هر روز بهش بگیم سربازی واسه تو لازم بود خیلی لوس بار اومدی
یه دوست پسر هم نداریم شارژ ایرانسل بده بهمون بگه خطت رو شارژ کن زود به خودم زنگ بزن
یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم ای کاش رشد عقلتم مثل رشد سیبیلت بود
یه دوست پسر هم نداریم همیشه حرفمون رو گوش کنه نه فقط موقعی که بهش می گیم دیگه به من زنگ نزن
یه دوست پسر هم نداریم بگه چه خبر عزیزم بگیم داری بابا میشی
یه دوست پسر هم نداریم هی واسش از جذابیت آقایون کچل بگیم که آخر سر بره دونه دونه موهاشو بکنه جذاب شه

 

برای دانلود به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب


یک زن - من مردها را دوست دارم زیرا ....

نویسنده :مرصاد بندار
تاریخ:پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390-07:11 ب.ظ

 

یک زن - من مردها را دوست دارم زیرا ....

من مرد ها رو دوست دارم. برای این که در کل ساختار های فکری ساده تری از ما دارند.
  
درکشون به مراتب از درک زن ها ساده تره... هر چی که ما پیچیده ایم مرد ها ساده اند
.
  
اونا موجودات قوی ای هستند که ما رو حمایت می کنند.

· وقتی با یه مرد به یه کافه میری هیچ لذتی بالا تر از این نیست که درو برات باز می کنه
  
و مثل یک جنتلمن صندلی رو برات می کشه و تو می شینی.

· خیلی با ادب تو رو مهمون می کنه.

· وقتی چیز سنگینی داری برات اونو حمل می کنه.

· وقتی توی خونه کمد و یخچالو هر چیز سنگین دیگه ای داری برات جا به جا می کنه بدون هیچ منتی!

· مرد این موجود دوست داشتنی ساده که ما کمتر تونستیم درکش کنیم و عمرمونو خیلی احمقانه
  
به مبارزه با اون پرداختیم، همیشه مسئول کار های سنگین و سخته.

· خدا می دونه اگه مرد نبود، ما از کدوم کیسه ای این همه خرج می کردیم؟

· و بعد این که مرد با همه کار کردن سختش، چقدر سخاوتمندانه برای ما چیزای خوب می خره

· اگه مرد نبود چه کسی برای ما این همه لباسا و جواهرات خوشگل می خرید؟
 
اصلن اگه مردا نبودن ما به چه بهانه ای این همه لباسای خوشگل طراحی می کردیم و می پوشیدیم؟

· و این همه جینگول پینگول به خودمون آویزون می کردیم؟

· ما خیلی وقتا فقط برای مردا آرایش می کنیم؟

· مردا باعث شدن که ما خوشگل تر به نظر برسیم.

· اگه تمام دوستای تو که دخترند ازت تعریف کنند که چقدر این دفه ابروهاتو قشنگ برداشتی،
  
خداییش با یه بار گفتن یه مرد می تونی عوضش کنی؟

· آخه ما چرا انقدر ناجوانمردانه با مردا رفتار می کنیم؟

· ما به جای دشمنی و جنگ و انتقام، حقیقتن می تونستیم خودمونو به محبت مردونه بسپاریم؟

· چرا به خودمون دروغ می گیم؟

· اگه مردا نبودن ما زنده بودیم، زندگی می کردیم، برای خودمون خرید می رفتیم و برای خودمون چیز می خریدیم،
 
اما اون حمایت عاطفی عمیقی که یه مرد به زن می ده چه کسی به ما می داد؟

· همه ما یادمونه که وقتی بچه بودیم و سفر می رفتیم عاشق این بودیم که بابامون دستمونو
  
تو خیابون تو دستش بگیره و حمایتمون کنه.

· جلوی در مغازه ها نق می زدیم و عروسک می خواستیم و هیچ وقت
  
پدرمون نمی تونست مقاومت کنه و اونو برای ما می خرید.

· چرا ما به جای انتقامو بد جنسی خودمونو نمی سپریم به حمایت و محبت مردانه؟

· چرا ما با نق زدن مردامونو داغون می کنیم؟

· به نظرم هیچی برای یه مرد از این جذاب تر نیست که بهش یاداوری کنیم که چقدر بهش احتیاج داریم.
 
چقدر روح مردانه اش به ما آرامش می ده. چقدر این که در مورد ما در مورد لباسمون و رنگ و مدل موهامون

 
و مدل این دفه ابرو ها مون نظر می ده، ما رو خوشحال می کنه.

· چقدر وقتی که در کنارشیم و اون دست تو جیبش می کنه، برای ما خرید می کنه
  
و آژانس می گیره تا مثل یه لیدی برمون گردونه خونه، به ما اطمینان و آرامش می ده.


 

برای دانلود به ادامه مطلب بروید


 


ادامه مطلب


بی اعنوان

نویسنده :مرصاد بندار
تاریخ:پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390-06:39 ب.ظ

دو نفر که همدیگر را خیلی دوست داشتند و یک لحظه نمی توانستند از هم جدا باشند.با خواندن یک جمله معروف از هم جدا می شوند تا یکدگر را امتحان کنند و هر کدام در انتظار دیگری همدیگر را هیچوقت نمی بینند چون هردو به صورت اتفاقی به جمله معروف شکسپیر بر می خورند"عشقت را رها کن اگر خودش بر گشت مال تو است و اگر بر نگشت از قبل هم مال تو نبوده

 




آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است!؟ (طنز)

نویسنده :مرصاد بندار
تاریخ:سه شنبه 13 اردیبهشت 1390-07:35 ب.ظ

آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است!؟ (طنز)

از بچگی همه ما این را شنیده ایم که حقوق زنها پایمال میشود.



آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟
از کودکی شروع میکنیم :


در کودکی:
پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد
دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی به ماتحتشان میخورد.
خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟


روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود :
پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند
دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند


هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند :
پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون
دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود


هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :

پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد
دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند


روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :

پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره ۴ میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند
دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟


در ۱۸ سالگی :
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و ۲ سال از زندگیشان هدر نرود
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است .


در دانشگاه :

 پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند
دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند


در هنگام نمره گرفتن :

پسرها خودشان را جر میدهند تا ۹٫۵ آنها ۱۰ شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند
دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره ۴٫۵ آنها به ۱۷ تبدیل میشود.


در کافی شاپ :

پسرها حساب میکنند.
دخترها میگویند : مرسی!


در مخ زدن :

 پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند ، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد ، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند .
دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده ، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند فدای سرم.


هنگام خواستگاری :

پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و …. برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند
دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند


هنگام ازدواج :

پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و … را از سر قبر پدرشون تهیه کنند
دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخرد


هنگام زندگی عشقولانه دو نفره:

پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند
دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ.


کار کردن :

پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند
دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند …

:53:

:kap:

---------------------------------

 




پروفایل تخصوصی

نویسنده :مرصاد بندار
تاریخ:دوشنبه 12 اردیبهشت 1390-04:01 ب.ظ

سلام من پروفایل تخصوصی  خودمو گذاشتم

نگاه کنید نظر بدید .

 

http://u24.ir/profile.aspx?id=40927



نوع مطلب : اخبار / اطلاعیه  

رمان ها

نویسنده :مرصاد بندار
تاریخ:جمعه 2 اردیبهشت 1390-05:20 ب.ظ

نام اثر

نویسنده

فرمت

فریدون سه پسر داشت

عباس معروفی

pdf

قصه عینكم

رسول پرویزی

html

قصه های شیخ اشراق

شیخ اشراق

pdf

كاتیا

صادق هدایت

pdf

كدام عشق آباد جلد اول

سیروس(قاسم)سیف

pdf

كدام عشق آباد جلد دوم

سیروس(قاسم)سیف

pdf

كلاغ هندی

فرشته مولوی

html

كلاف سردر گم

بهرام صادقی

html

كمربند صاعقه

پرویز دوایی

html

گجسته دژ

صادق هدایت

pdf

گدا

غلامحسین ساعدی

html

گرداب

صادق هدایت

pdf

گناه عیسی مسیح

ایزاك ببل - حامد شهیدیان

pdf

گیله مرد
Password :  www.shafighi.com

بزرگ علوی

zip

لاله

صادق هدایت

pdf

لبخند

محمد پورثانی

html

لكه ها

رویا پیرزاد

html

مادلن

صادق هدایت

pdf

ماه

آرش حجازی

pdf

ماهی و جفتش

ابراهیم گلستان

html

مجموعه داستانهای كوتاه آنتوان چخوف

آنتوان چخوف

pdf

مجموعه داستانهای کوتاه و متون عاطفی

داتیس خواجه ئیان

pdf

محلل

صادق هدایت

pdf

مرده خورها

صادق هدایت

pdf

مرغدانی

محمد محمد علی

html

من ودیگران

عباس نعلبندیان

pdf

مونس و مردخای

رضا جولایی

html

میهن پرست

صادق هدایت

pdf

نون والقلم

جلال آل احمد

zip

ومن آنگاه خواهم گفت«أی اختتام نیكو»

عباس نعلبندیان

pdf

ویلان الدوله + فارسی شکر است

محمد علی جمالزاده

pdf

هتل تهران فصل اول

مهدی استعدادی شاد

htm

هتل تهران فصل دوم

مهدی استعدادی شاد

htm

هری پاتر وسنگ كیمیا

جی كی رولینگ

pdf

هفت خاج رستم

یارعلی پور مقدم

html

8 داستان جلد اول

نویسندگان جدید ایران

pdf

8 داستان جلد دوم

نویسندگان جدید ایران

pdf

8 داستان جلد سوم

نویسندگان جدید ایران

pdf

44داستان برگزیده مسابقه بهرام صادقی

 

zip