نویسنده:
مرصاد بندار موضوع:
تازه ها،
داستانک های ( زیبا )،
مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی میکند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است.
پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.
مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکردهاید. نمیخواهید در این امر خیر شرکت کنید؟
وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگیاش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمیکرد؟
مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمیدانستم. خیلی تسلیت میگویم.
وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمیتواند کار کند و زن و 5 بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمیتواند از پس مخارج زندگیش برآید؟
مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمیدانستم. چه گرفتاری بزرگی ...
وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینههای درمانش قرار دارد؟
مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمیدانستم اینهمه گرفتاری دارید ...
وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکردهام شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟
برچسب ها:
آقای وکیل،
() نظرات
نویسنده:
مرصاد بندار موضوع:
تازه ها،
داستانک های ( زیبا )،
روزی روزگاری پیرزن فقیری توی زبالهها دنبال چیزی برای خوردن میگشت که چشمش به یک چراغ قدیمی افتاد. آن را برداشت و رویش دست کشید. میخواست ببیند اگر ارزش داشته باشد، آن را ببرد و بفروشد.
در همین موقع، دود سفیدی از چراغ بیرون آمد.
پیرزن چراغ را پرت کرد؛ با ترس و تعجب عقبعقب رفت و دید که چند قدم آن طرفتر، یک غول بزرگ ظاهر شد. غول فوری تعظیم کرد و گفت: «نترس پیرزن! من غول مهربان چراغ جادو هستم. مگر قصههای جورواجوری را که برایم ساختهاند، نشنیدهای؟ حالا یک آرزو کن تا آن را در یک چشم به هم زدن برایت برآورده کنم. امّا یادت باشد که فقط یک آرزو!"
پیرزن که به خاطر این خوشاقبالی توی پوستش نمیگنجید، از جا پرید و با خوشحالی گفت: "الهی فدات بشم مادر"!
امّا هنوز جمله ی بعدی را نگفته بود که فدای غول شد و نتوانست آرزویش را به زبان بیاورد.
... و مرگ او درس عبرتی شد برای آنها که زیادی تعارف میکنند!
برچسب ها:
درس عبرت،
() نظرات
نویسنده:
مرصاد بندار موضوع:
تازه ها،
داستانک های ( زیبا )،
دهقان پیر، با ناله می گفت:
ارباب! آخر درد من یکی دوتا نیست، با وجود این همه بدبختی، نمی دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را«چپ» آفریده است؟!
دخترم همه چیز را دوتا می بیند.!
ارباب پرخاش کرد که:
بدبخت! چهل سال است نان مرا زهر مار می کنی! مگر کور هستی، نمی بینی که چشم دختر من هم «چپ» است؟!
دهقان گفت:
چرا ارباب می بینم ...
اما ...
چیزی که هست، دختر شما همه ی این خوشبختی ها را «دوتا» می بیند ... ولی دختر من، این همه بدبختی را ...
برچسب ها:
دهقان و ارباب،
() نظرات
نویسنده:
مرصاد بندار موضوع:
تازه ها،
داستانک های ( زیبا )،
سرگرمی و طنز ،
اس ام اس و جک ،
ایا می دانید که... ،
دانستنی ها،
درمورد زنان و متعهلان،
سوژه کردن پسرا و دخترا و زن و شوهرا ( جدید )،
با توجه به اینکه از همین امروز باید آینده نگری نمود، چهار کارشناس سوسه در یک نشست اضطراری دور هم گرد آمدند و در مورد این اتفاق به بحث و گفتگو پرداختند، صحبتهای زیر مشروح گفتگوهای آنان می باشد!
کارشناس اول:
اصولاً اگر این رابطه به صورت برعکس بود و چهار پنج تایی دختر بیشتر به دنیا می آمدند، مشکل خاصی نبود، می شد از یکی دو تا از پسران درخواست کرد که اقدام به فداکاری کنند و تجدید فراش نمایند!
کارشناس دوم:
من یک پیشنهاد خوب به ذهنم رسیده است، می توانیم قانونی در کشور تصویب کنیم که پسرها برای مسافرتهای هوایی فقط بتوانند سوار توپولف شوند، در این صورت در عرض چند ماه مشکلمان حل می شود.
کارشناس سوم:
اصلاً این راه حل معقول نیست، با این وضعیت توپولف ها شاید با تصویب چنین قانونی در عرض چند ماه با کمبود شدید پسر مواجه بشیم!
کارشناس چهارم:
چه طوره الکی توی روزنامه ها شایعه کنیم که توی ژاپن کار هست، بعد وقتی که پسرها رفتن اونجا، قانون بزاریم ورود مجردها به کشور ممنوع است، این طوری مشکلمون در داخل حل میشه و اون جوون مجرد هم چون توی کشور ژاپن است، مشکل دولت ژاپنه که براش همسر پیدا کنه!
کارشناس سوم:
نه! این راه حل هم چندان منطقی نیست، با وجود این همه بیکار احتمال داره با ایجاد شایعه در مورد وجود کار در ژاپن همه جوون ها برن اونجا و هیچ پسر جوونی در داخل مملکت نمونه!
کارشناس چهارم:
چی چی رو شاید همه جوون ها برن ژاپن! همه که بیکار نیستن!
کارشناس اول:
آقایون با هم جر و بحث نکنین! به نظر من بهتره شرایط ازدواج رو سخت کنیم که خود به خود پنج تا از پسرها از ازدواج کردن منصرف بشن، مثلاً قیمت مسکن و اجاره خونه ها رو بالا ببریم، وام مسکن رو با شرایط سخت پرداخت کنیم و یه مبلغ خیلی کم بابت وام ازدواج بدیم، قیمت کل کالاهای ضروری رو بالا ببریم و با فرهنگ سازی در صدا و سیما باعث بشیم که خانواده ها مهریه ها رو افزایش بدن، مردم رو تجمل گرا کنیم و این جور چیزا!
کارشناس دوم:
نه! این هم راه حل خوبی نیست! حیف نیست اخلاق ساده زیستانه مردممون رو به سمت تجمل گرایی ببریم؟! شاید با این جور اعمال و سخت کردن ازدواج نه تنها پنج تا، بلکه 95 تاشون پشیمون بشن و ازدواج نکنن، اون وقت تکلیف چیه؟ !
کارشناس چهارم:
یافتم! یافتم! یه فکر خوب به ذهنم رسید! دیگه مشکلاتمون حل شد!
کارشناس اول و دوم و سوم (با همدیگر):
راه حلت رو بگو!
برچسب ها:
واردات دختر از چین!!!،
() نظرات
نویسنده:
مرصاد بندار موضوع:
تازه ها،
داستانک های ( زیبا )،
سرگرمی و طنز ،
اس ام اس و جک ،
دانستنی ها،
درمورد زنان و متعهلان،
سوژه کردن پسرا و دخترا و زن و شوهرا ( جدید )،
متاسفانه تا حالا کسی از مردا بیکار نبوده که بشینه قوانین مردونه رو رو کاغذ بیاره تا شماها (خانوم هاشون) براحتی بفهمین و درکشون کنین، خوشبختانه از اون جایی که وقتی بیکار می شم یه سری به وبلاگم می زنم، تصمیم گرفتم این قوانین رو به رشته تحریر در بیاورم تا لا اقل یه لطفی در حق شماها و شوهراتون کرده باشم، به امید اینکه بهشون عمل کنید: لطفا دقت کنید که تمام این قوانین با عدد یک شماره گذاری شدن یعنی هیچ کدومشون برتری نسبی به دیگری ندارن:
1. مردها نمیتونن فکر کسی رو بخونن.
1. دیدن مسابقه فوتبال مثل تماشای ماه شب چهارده توی آسمون جذاب و قشنگه. اجازه بدید همینطور بمونه.
1. خرید کردن، مسابقه فوتبال نیست. و امکان نداره که ما به خرید به این شکل نگاه کنیم.
1. گریه کردن یک جور تهدید به حساب میاد.
1. لطفا چیزی رو که می خواهید، واضح بگید. اجازه بدید کمی روشن تر بگم، اشارات زیرکانه، اشارات قوی و اشارات مبرهن ولی غیر مستقیم به یک موضوع اصلا به کار نمی آد. لطفا اصل درخواستتون رو واضح بگید.
1. "بله" یا "خیر" بهترین جواب ممکن به خیلی از سوالات هستند.
1. لطفا در صورت نیاز به حل یک مشکل، پیش ما بیایید و درد دل کنید، این کاریه که ما مردا انجام میدیم. همدردی کردن وظیفه دوستان مونث شماست نه ما مردها.
1. سردردی که هفده ماهه داره شمارو آزار میده یک مشکل واقعیه لطفا یک پزشک رو ببینید.
1. هر مطلبی که شیش ماه پیش از طرف ما مردها گفته شده الان به عنوان استدلال غیر قابل قبوله. در واقع تمام نظرات ما فقط برای هفت روز معتبرند نه بیشتر.
1. اگر فکر می کنید چاقید، خوب احتمالا هستید. لطفا از ما نپرسید.
1. اگر مطلبی که ما گفتیم رو میشه دو جور ازش برداشت کرد و یکی از این برداشتها شما رو عصبانی و ناراحت میکنه منظور ما اوون یکی برداشت بوده. نه اینی که شما رو عصبانی کرده.
1. شما میتونید یا از ما بخواهید که کاری رو انجام بدیم یا بهمون بگید که چطوری انجامش بدیم. نه هر دوش. اگر شما از قبل میدونید که چطوری میشه اوون کار رو بهتر انجام داد خوب خودتون دست بکار شید.
1. کریستوف کلمب احتیاجی نداشت که مسیر رو بهش یاد بدن. ما هم همینطور.
1. تمام مردها فقط در 16 رنگ اشیا رو میبینند. دقیقا مثل ویندوز default . برای ما هلو یک میوه است نه رنگ. پرتقال هم یک جور میوه است نه رنگ. ما واقعا نمی فهمیم رنگ پوست پیازی یعنی چی.
1. اگر ما از شما بپرسیم چی شده و شما بگید "هیچی" ما هم طوری رفتار میکنیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. ما میدونیم که شما دروغ میگید اما فقط ارزششو نداره که آدم سرشو بخاطرش درد بیاره.
1. وقتی ما دوتایی قراره بریم جایی، چیزی که شما پوشیدید کاملا مناسب و قشنگه … اینو واقعا میگم.
1. شما به اندازه ی کافی لباس دارید.
1. شما کفش، زیادی هم دارید.
1. من کاملا خوش فرمم. گرد هم یک جور فرمه خوب.
1. ممنونم که این مطلب رو خوندید. آره میدونم امشب باید تو آشپزخونه بخوابم. ولی اینو میدونستید برای ما مردا اصلا مهم نیست. فکر میکنیم رفتیم کمپینگ.
برچسب ها:
قوانین مردانه،
() نظرات
نویسنده:
مرصاد بندار موضوع:
تازه ها،
داستانک های ( زیبا )،
سرگرمی و طنز ،
اس ام اس و جک ،
دانستنی ها،
درمورد زنان و متعهلان،
سوژه کردن پسرا و دخترا و زن و شوهرا ( جدید )،
۸ صبح: تو رخت خواب…..
۹ صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….
۱۰ صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)
۱۱ صبح: از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)
۱۲ صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه ۹۹ تا میس کال ۱۹۹ تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!
میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!
۱ ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم بابک جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….بابک جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه
۲ ظهر: ماماااااااااااااان …..ناهار
۳ ظهر: مامااااان جورابام کو؟
۴عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟
۵ عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)
۶ عصر: به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر ۱۰ ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش ۲ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر ضون بیچاره کمک و امداد…)
۷ عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی بابک آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …
۸ غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!!
۹ شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..
۱۰شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…
۲شب: مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)
برچسب ها:
24 ساعت زندگی یک پسر بالاشهری!،
() نظرات
نویسنده:
مرصاد بندار موضوع:
تازه ها،
داستانک های ( زیبا )،
سرگرمی و طنز ،
اس ام اس و جک ،
دانستنی ها،
درمورد زنان و متعهلان،
سوژه کردن پسرا و دخترا و زن و شوهرا ( جدید )،
قانون اول:
باید زنی داشته باشید كه در كارهای خانه مثل آشپزی، تمیزكاری، گردگیری و ... خوب باشد .
قانون دوم:
باید زنی داشته باشید كه موجبات سرگرمی و خنده و شادی شما را فراهم نماید .
قانون سوم:
باید زنی داشته باشید مورد اعتماد و اطمینان و راستگو .
قانون چهارم:
باید زنی داشته باشید كه از بودن با او لذت ببرید و باعث آرامش خاطر شما باشد .
قانون پنجم: (مهمترین قانون)
خیلی خیلی اهمیت دارد كه این چهار زن از وجود یكدیگر بی خبر باشند !!!
برچسب ها:
قوانین طلائی زن داری،
() نظرات
نویسنده:
مرصاد بندار موضوع:
تازه ها،
داستانک های ( زیبا )،
سرگرمی و طنز ،
اس ام اس و جک ،
ایا می دانید که... ،
دانستنی ها،
درمورد زنان و متعهلان،
سوژه کردن پسرا و دخترا و زن و شوهرا ( جدید )،
1 . 49کیلو گرم گوشت و پوست و استخوان
2 . لوازم آرایش : 3 کیلو
3 . قر : 50 دور در دقیقه
4 . رو : 75 لیتر
5 . نق : روزانه 8 ساعت
6 . ناز: 7 کیلو
7 . زبان : 14 متر و سی سانت
8 . حوصله: سه گرم
9 . سر درد مصلحتی: به میزان لازم
10 .اشک : 3000لیتر
11 .حسد : 2 تن
12 .عشوه شتری: 92مایل
13 .عقل: کمی تا قسمتی ابری
این مواد را روی هم ریخته 24 ساعت بعد یک زن مامانی بوجود میاید
برچسب ها:
طرز تهیه زن،
() نظرات
نویسنده:
مرصاد بندار موضوع:
تازه ها،
حرف دل... ،
اتل متل قضایی / حکم ما شد جدایی
آتوسا جون چرا باز ؟ / کردی تو بی وفایی ؟
گاومو من فروختم / قسمتمون رو دوختم
حالا می گی جدایی ؟ / خیلی تو بی وفایی
آتوسا جون عزیزم / وقتی حقوق بگیرم / مهریه ات رو می دم
زندان خدایی سخته / می خوای برم بمیرم؟
برچسب ها:
آتوسا جون چرا باز ؟،
() نظرات
نویسنده:
مرصاد بندار موضوع:
تازه ها،
داستانک های ( زیبا )،
سرگرمی و طنز ،
اس ام اس و جک ،
ایا می دانید که... ،
دانستنی ها،
درمورد زنان و متعهلان،
سوژه کردن پسرا و دخترا و زن و شوهرا ( جدید )،
وقتی مردان حرفی را می زنند پشت پرده ذهن آنها یعنی؟
برای من فرقی نمیكنه دیوار آشپزخونه چه رنگی باشه
یعنی :
تا وقتی كه آبی، سبز، زرد، صورتی، مشكی، یشمی، خاكستری، عنابی و سفید نباشه اشكالی نداره
این یه كار، مردونه است
یعنی :
تو این كار هیچ منطق درستی نیست و تو هم سعی نكن دلیلی برایش پیدا كنی
میخواهی تو درست كردن شام كمكت كنم؟
یعنی :
پس چی شد این شام ؟ چرا هنوز سفره رو پهن نکردی!!
چه فكر خوبی
یعنی :
این كار شدنی نیست! خوش به حالم شده و من كل روز رو برات كركری می خونم وحالت رو می گیرم .
بله عزیزم! یا حتما حتما
یعنی :
این یكی اصلا معنی نداره و از دهنم پریده
زنم منو درك نمیكنه
یعنی :
همه قصه ها و خاطره های منو شنیده و دیگه از دست خالی بندیام خسته شده
ماجرایش طولانیه! سر فرصت برات تعریف می كنم
یعنی :
اصلا خودم هم نفهمیدم چی شده! الکی یه چیزی پروندم و یا نمیخوام بگم!!
من اخیرا" خیلی ورزش می كنم
یعنی :
باتری كنترل از راه دور تلویزیون تمام شده
دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم می مونه
یعنی :
تو هم كه غذا رو می سوزونی! از طعم غذات خیلی خوشم نمیاد فقط شکم سیر کنه!
كمی استراحت كن عزیزم خسته شدی
یعنی :
بابا این جارو برقی رو خاموش كن می خوام فیلم ببینم
چه جالب
یعنی :
آخ كه چقدر حرف می زنی
عزیزم مادیات در عشق ما هیچ نقشی نداره
یعنی :
باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخریدم
این واقعا" فیلم خوبیه
یعنی :
تو این فیلم پر از بكش بكش، بزن بزن و ماشین سواری و خشونته!!!
این یه كار زنونه است
یعنی :
این كار سخت كثیف و بی جیره و مواجبه
با من ازدواج می كنی؟
یعنی :
رخت چركهام تلنبار شده و كسی نیست دكمه های پیرهنم رو بدوزه! به دادم برس!
تو كه می دونی من چه حافظه ی بدی دارم
یعنی :
من شعری رو كه كلاس سوم ابتدایی خوندم از حفظم نمره ماشینم رو كه سالها پیش فروختم ازبرم و ... اما تاریخ تولد تو رو یادم رفته
من برای این كارم دلیل دارم
یعنی :
بذار فكر كنم ببینم چه توجیهی می تونم برای این كارم پیدا كنم که اصل موضوع رو نفهمی
منظورت چیه؟ تو كه لباس داری؟
یعنی :
یادت رفته چهار سال پیش برای خودت لباس خریدی؟
دلم برات تنگ شده
یعنی :
نمی تونم جورابامو پیدا كنم. بچه ها گشنشونه و ...
ما تو كار خونه با هم مشاركت می كنیم
یعنی :
من ریخت و پاش می كنم او جمع و جور می كند
برچسب ها:
وقتی مردان می گویند...،
() نظرات