تبلیغات
وبگرد تنها - کارمند را توصیف کنید

تبلیغات
اخبار / اطلاعیه
نوشته های بچه های بندر "جدید"
تازه ها
سوژه کردن پسرا و دخترا و زن و شوهرا ( جدید )
داستانک های ( زیبا )
سرگرمی و طنز
اس ام اس و جک
بیوگرافی هنرمندان
فال و طالع بینی
طراحی کارت ویزیت بیاتو بندرعباس "جدید"
بنر ، لوگو ، کارت ویزیت بیا تو بندر (جدید)
در مورد هرمز گان
گالری عکس
مذهبی
خودرو
ورزشی
رادیو وتلویزون
فتوشاپ و گرافیک
ایا می دانید که...
عمومی
اقتصادی
سیاسی
دانستنی ها
درمورد زنان و متعهلان
پزشک و سلامت
اموزش های کاربردی
** بخش ترفند ها **
ترفند ویندوز
ترفند اینترنت
ترفند هک و بوت
ترفند رجیستری
ترفند برنامه
ترفند یاهو
ترفند موبایل
یخش دانلود و نرم افزار
آیکون
فونت
ابزار هک و بوت
ابزار عکس
ابزار ویندوز
ابزار اینترنت
ابزار صوتی
ابزار موبایل
ابزار طراحی
ابزار فارسی
ابزار کاربردی
ابزار مولتی مدیا
ابزار دانلود و آپلود
ابزار آنتی ویروس
ابزار مودم و تلفن
** بخش کاربردی ها **
مقالات
سخت افزار
معرفی سایت
دعوتنامه پرشین و پارسا
مطالب درخواستی
Ebook & PDF & SWF
کدهای جاوا اسکریپت
** بخش سرگرمی و تفریح **
فیلـم
حرف دل...
اهنگ ایرانی
اهنگ خارجی
موزیک تصویری
بازی رایانه ای
** بخش موبایل **
رینگتـون
کلیپ موبایل
بازیهای موبایل
گوشیهای موبایل
عکس و تم موبایل
** بخش دیگر موضوعات **
اشپزی و هنر خانه داری
متن اهنگ ها
مدل مو
مدل لباس
لوازم ارایشی
کامران هومن
قالب وبلاگ
ماهواره
فیلتر شکن

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



RSS

وبگرد تنها
اگه توام تنهایی بیا پیش من ...

یکشنبه 5 اردیبهشت 1389

کارمند را توصیف کنید
مرتبط با : تازه ها سوژه کردن پسرا و دخترا و زن و شوهرا ( جدید ) سرگرمی و طنز داستانک های ( زیبا )
به خانه رفتم وقلم در دست گرفتم تا انشای خود را بیاغازم... اما هر کاری کردم انشایم
 نیامد...! به همین دلیل تصمیم گرفتم که از بزرگتر ها درباره ی کارمند سوال کنم...
پیش بابایی رفتم و از او پرسیدم کارمند یعنی چه؟ بابا در حالی که مثل همیشه داشت با
 ماشین حسابش ور می رفت ، گفت : کارمند ؛ یعنی من .... یعنی فشار مالی...   
 در آمد کم ... بد بختی ... بیچارگی ...
کم کم حس کردم صدای پدر در حال بالا رفتن است ... به خودم که آمدم و دیدم پدر،
قندان را به زمین کوبیده و در آستانه ی پرتاب آیینه شمعدان جهیزیه مامان به سمت من
است، در حالی که داد می زد : برو بچه...چی می خوای ...ولم کن، بذار به
بد بختی خودم بمیرم ... من هم سریعا از محل متواری شدم .
پیش مامانی رفتم و از او در باره ی کارمند پرسیدم ، مامانی اشک در چشمانش حلقه
زد و گفت : کارمند یعنی بابات که هیچی از پولش رو به ما نمی ده و همش رو خرج
خودش می کنه .
سپس بغض مامانی ترکید و گفت : بابات هم کارمنده ، شوهر شمسی خانم هم کارمنده
اون برای خانمش چی می خره .....بابات برای من چی می خره ؟
در همین لحظه صدای بابا بلند شد که : خانم باید ته حقوقم چیزی بمونه که خرج شما
بکنم.......
مادر گفت : برو خودتو سیاه کن ..... ما ختم این دو دره بازیهاییم....
بابا گفت : چرا چرت و پرت می گی.... زنیکه ...( اینجا بابا فحش بد داد ، ما
گوشهایمان را گرفتیم و نشنیدیم!) من از کجا بیارم خرج شما بکنم...ندارم....
مامان گفت : پس حتما زن دیگه ای داری که پولات به ما نمی رسه دیگه ...
 این را گفت و به سمت اتاق رفت و پس از چند دقیقه با یک چمدان بازگشت و دست
ما را گرفت و با هم به خانه ی بابابزرگمان رفتیم ....
این بود انشای من .....زنده باد معلم و بابای کارمند من ........


برچسب ها : کارمند را توصیف کنید-
...



نوشته شده توسط مرصاد بندار در ساعت 09:04 ق.ظ
نظرات ()

من مرصاد متولد 1370 از بندر عباس هستم

نظر یادتون نره منو با نام ** وب گرد تنها ** لینک کنید

مدیر وبلاگ: مرصاد بندار



کدام مطالب را بیشتر می پسندید؟










صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لینك آر اس اس | طراح قالب | منبع قالب های رایگان

.:: Webgard Tanha : www.Bia2bandar.Net ::.



سرگرمی و تفریحی نیک فان دات کام

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب وردپرس

قالب پرشین بلاگ

قالب میهن بلاگ

قالب جوان بلاگ

قالب ایران بلاگ

قالب رویا بلاگ

قالب پرشین بلاگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

فال و طالع بینی

فال حافظ

استخاره با قرآن

عکس کودکان ناز شما در پیکستان نیک فان دات کام

پیام های شما به عزیزانتان در پیامستان نیک فان دات کام

گروه اینترنتی اطلس

نیک فیس دیزاین

طراحی سایت

طراحی بنر و هدر

طراحی قالب وردپرس

دانلود انواع نرم افزار فارسی

بازی آنلاین