تبلیغات
وب گرد تنها - مطالب حرف دل...

وب گرد تنها

نظرر دهید تا بهتر شویم

سه شنبه 7 آبان 1387

بدون نام - فرنوش

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: حرف دل... ، 

 

بدون نام - فرنوش

خدایا

ذهنم پریشان است

قلبم بی قرار است

افكارم شوریده اند

و درمانده ام

پس

رشته زندگیم را به دستهای امن تو می‌سپارم

آنگاه طوفان میخوابد

و آرامش تو حكمفرما می‌شود

دوشنبه 29 مهر 1387

کاش می شد تا کنی باور مراح

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: حرف دل... ، 

 

کاش می شد تا کنی باور مرا - علی رضا اختیاری


کاش میشد تا کنی باور مرا
اشک چشم و آه سوزان مرا
کاش میشد در زمان بی کسی
حس کنی سردی دستان مرا
گفتمت عشقم به تو از جان فزون است
گفتمت سوز دلم از جان برون است
در جوابم :
خنده ایی آلوده و آتش میان دوده
و درد دلم افزوده و...
اکنون میان حادثه یا خاطره
زهری بدل خاری به پای من ، چنین بیهوده بی حاصل
نگاهم همچنان مانده به ساحل ...


دوشنبه 29 مهر 1387

برای تنهایی ات - گمنام

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: حرف دل... ، 

 

برای تنهایی ات - گمنام


برای تنهایی ات
گریستم
نه بخاطر بوسه
نه بخاطر جسم عریانت
به خاطر خودت
به خاطر زنانگی پاکت
نه بخاطر تنهایی من
نه بخاطر فراموشی
بخاطر به تو اندیشیدن
در لحظات زندگی
به خاطر پاکی کلامت
در اعلام عشق
نه بخاطر جبران خطای دیروز
نه بخاطر قضاوت فردا
بخاطر امروزت
به خاطر هر روزت
نه بخاطر آن شب ها در کنار تو
نه به خاطر امشب
در غیاب تو
بخاطر عشق نهانت
که دنیاییست
بخاطر تنهایی ات
در عین ازدهام
نه بخاطر فریب تو
نه بخاطر ترهم
به خاطر خاطرات دیروز
به خاطر رویاهای فردا
به خاطر تکیه گاهی امن برای تو
بخاطر معمنی آسوده
برای عشق
و تو
گریستن...

چهارشنبه 24 مهر 1387

شکست

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: حرف دل... ، 

 

گفتند:شکست یعنی تو یک انسان در هم شکسته ای
گفت:نه! شکست یعنی من هنوز مو فق نشده ام

گفتند:شکست یعنی تو هیچ کاری نکرده ای
گفت:نه! شکست یعنی من هنوز چیزی یاد نگرفته ام

گفتند:شکست یعنی تو یک ادم احمق هستی
گفت:نه!شکست یعنی من به اندازه ی کافی جرات و جسارت نداشته ام

گفتند:شکست یعنی تو دیگر به آن نمی رسی
گفت: نه! شکست یعنی من از راهی دیگر به سوی هدفم حرکت کنم

گفتند: شکست یعنی تو حقیر و نادان هستی
گفت : شکست یعنی من هنوز کامل نشده ام

گفتند : شکست یعنی تو زندگیت را تلف کرده ای
گفت : نه! شکست یعنی من بهانه ای برای شروع کردن دارم

گفتند: شکست یعنی تو دیگر باید تسلیم شوی
گفت : نه! شکست بعنی من باید بیشتر تلاش کنم

 

خب البته اینم یه نوع اعتراض دیگه مسلمانان در برابر کاریکاتوریست دانمارکی برای به تمسخر گرفتن اسلام و مسلمین و البته یه جور هم حمایت و ترویج اسلام و شعارهای اسلامی در کشورهای غربی.
اینم چند مدل از تی شرتهای تولید شده اونها که برای فروش در کشورهای غربی گذاشته شده

www.bia2bnd.com | تفریح دانلود آموزش
من پیامبرم محمد (ص) را دوست دارم

www.bia2bnd.com | تفریح دانلود آموزش

ادامه مطلب

چهارشنبه 24 مهر 1387

اولین عشق

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: حرف دل... ، 

یکی بود یکی نبود .

یک مرد بود که تنها بود .

یک زن بود که او هم تنها بود .

زن به آب رودخانه نگاه میکرد و غمگین بود . مرد به آسمان نگاه میکرد و غمگین بود .

خدا غم آنها را میدید و غمگین بود .

خدا گفت : شما را دوست دارم ، پس همدیگر را دوست بدارید و با هم مهربان باشید .

مرد سرش را پایین آورد .

مرد به آب رودخانه نگاه کرد و در آب زن را دید . زن به آب رودخانه نگاه کرد و مرد را دید .

خدا به آنها مهربانی بخشید و آنها خوشحال شدند . خدا خوشحال شد و از آسمان باران بارید .

مرد دستهایش را بالای سر زن گرفت تا خیس نشود . زن خندید .

خدا به مرد گفت : به دستهای تو قدرت میدهم تا خانه ای بسازی و هر دو در آن زندگی کنید .

مرد زیر باران خیس شده بود . زن دستهایش را بالای سر مرد گرفت . مرد خندید .

خدا به زن گفت : به دستهای تو همه زیباییها را می بخشم تا خانه ای که او میسازد را زیبا کنی .

مرد خانه ای ساخت و زن آن را گرم کرد . آنها خوشحال بودند . خدا خوشحال بود ...

یک روز زن پرنده ای را دید که به جوجه هایش غذا میداد . دستهایش را به سوی آسمان بلند مرد تا پرنده میان دستهایش بنشیند .

اما پرنده نیامد و دستهای زن رو به آسمان ماند .

مرد او را دید . کنارش نشست و دستهایش را به سوی آسمان بلند کرد .

خدا دستهای آنها را دید که از مهربانی لبریز بود .

فرشته ها در گوش هم پچ پچی کردند و خندیدند .

خدا خندید و زمین سبز شد .

خدا گفت : از بهشت شاخه ای گل به شما خواهم داد .

فرشته ها شاخه ای گل به مرد دادند . مرد گل را به زن داد و زن آن را در خاک کاشت .

خاک خوشبو شد .

پس از آن کودکی متولد شد که گریه میکرد . زن اشکهای کودک را میدید و غمگین بود .

فرشته ها به او آموختند که چگونه طفل را در آغوش بگیرد و از شیره جانش به او بنوشاند .

مرد زن را دید که میخندد ، کودکش را دید که شیر مینوشد. بر زمین نشست و پیشانی بر خاک گذاشت .

خدا شوق مرد را دید و خندید .

وقتی خدا خندید ، پرنده بازگشت و بر شانه مرد نشست .

خدا گفت : با کودک خود مهربان باشید تا مهربانی بیاموزد . راست بگویید تا راستگو باشد . گل و آسمان و رود را به او نشان دهید تا همیشه به یاد من باشد .

روزهای آفتابی و بارانی از پی هم گذشت .

زمین پر شد از گلهای رنگارنگ و لابه لای گلها پر شد از بچه هایی که شاد و خندان دنبال هم میدویدند .

خدا همه چیز و همه جا را میدید . میدید که زیر باران مردی دستهایش را بالای سر زنی گرفته است که خیش نشود .

زنی را دید که در گوشه ای از خاک با هزاران امید شاخه گلی میکارد . دستهای بسیاری را دید که به سوی آسمان بلند شده اند .

و پرنده هایی که ...

خدا خوشحال بود ، چون دیگر غیر از او هیچ کس تنها نبود

شنبه 30 شهریور 1387

بندر چرا نمی بارد

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: حرف دل... ، 

 

بندر چرا نمی بارد

***

نیست هیچ بارانی اینجا ***

در كنار پنجره

من

حسرت یك قطره باران

آسمانی گرم و روشن

ابر ها

در كوچ فردا

با وجودش در زمستان

آرزوی نم نم آن

بس نگاهها آسمانی

نیست هیچ بارانی اینجا

با وجود باد خشمگین

شهر پیدا نیست هر جا

گرد و خاك هم در هوایش

می پرند

 حیران و ویران

در خیالم

با نگاهش

نم نم باران چه زیبا

تا بشوید شهر تشنه

نیست هیچ بارانی اینجا

موج

در ساحل چه زیبا

می نشیند روی سنگها

قایق صیاد را او

می برد

در خواب و رویا

ماهیان رنگ رنگش

در دل دریا فراوان

منتظر

از ریزش آن

نیست هیچ بارانی اینجا

(

نوپا)

جمعه 23 فروردین 1387

بشنو همسفر من

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: حرف دل... ، 

 
بشنو همسفر من

باهم رهسپار راه دردیم

باهم لحظه ها گریه كردیم

ما در صدای بی صدای گریه بودیم

ما از عبور تلخ لحظه قصه ساختم

شاید در این اگر با هم بمانیم

وقت رسیدن شعر خوشبختی

جمعه 23 فروردین 1387

قسم

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: حرف دل... ، 

 
قسم

قسم خورده بودی كه باهم بمانیم

و هرگز حدیث جدایی نخوانیم

قسم خورده بودی كه در این زمانه

شب وروز قدر صداقت بدانیم

قسم های ما ساده و بی ریا بود

دل پاكمان از دور نگی جدا بود

بیا باز در روزگار غریب جدایی

به عهد و به پیمان دیرین بمانیم

جمعه 23 فروردین 1387

........نمیرسیم

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: حرف دل... ، 

........نمیرسیم

به شونه هام تكیه كن

من از تو افتاده ترم

ماكه به نمی رسیم بسه دیگه بزار برم

كی گفته كه به جرم عشق یه عمر پرپرت كنم

آخه حیف تونیست ،تو كنج قفس چادر غم سرت كنم

من نه قلندار شبم ، نه قهرمان قصه ها

من فقط یه عاشقم همین و بس

غصه نداره بی كسم

قشنگی قصه ی ماست ،ما كه به هم نمی رسیم

جمعه 23 فروردین 1387

كفش

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: حرف دل... ، 

 
كفش

تاحالا به كفشات فكر كردی؟ دو عاشق دوهمراه ،كه با هم همراه می میرن. باهم خاكی میشن، بدون هم زیر بارون نمیرن،كاش ماآدما هم از كفشا یاد بگیریم.

جمعه 23 فروردین 1387

یکی بیند مرا گوید نحیف است

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: حرف دل... ، 

 

یکــی بینــد مــرا گوید نحیف است
            برای عشــق ورزیـدن ضعیف است
                       خبــــر از آه جــــانســـوزم نــــدارد
                                   درین میدان تفنگ من خفیف است

جمعه 23 فروردین 1387

زبان نگاه

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: حرف دل... ، 

 

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست


تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

 

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم


پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

جمعه 23 فروردین 1387

زندگی مثله...

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: حرف دل... ، 

 

امشو هم یاد تو ام         به تو تکرار اکنم  

  باش که دوری            تو دلم دگه پیدات اکنم

یه روزی خیس               زیر بارون تمنا

به دل شیشه ای ام                   دار اد زه

تا که فریاد اد زه                    غار اد زه

به دل شیشه ای ام     داغ اد زه    تا که لبخند اد زه

امشو هم یاد تو ام           با یه دنیا انتظار  

وسط راهی پر از حیله و درد   پی دستی بی قرار ....

شعر بندری

جمعه 23 فروردین 1387

شیوه هایی برای همسر داری

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: حرف دل... ، 

 
شیوه هایی برای همسر داری
 .::WwW.BandarPC.IR::.

زنان دنیایی پر از راز و رمز دارند كه بیشتر مردان از این پیچیدگی ها ناآگاه هستند. بسیاری از اختلافاتی كه زنان با شوهران خود دارند به خاطر همین ناآشنایی است. اگر دوست دارید زندگی آرام و لذت بخشی داشته باشید به نكاتی كه در اینجا پیشنهاد می شود، توجه كنید. زنانی كه زندگی شان را دوست دارند در فرصتی مناسب این مطلب را در جایی قرار دهند تا شوهرشان آن را ببیند

▪ مقایسه بی مقایسه
هیچ وقت همسرتان را با هیچ زن دیگری مقایسه نكنید حتی اگر آن زن مادرتان باشد. اگر این كار را كردید امنیت و آرامش را از خانه برده اید. مردی كه با خاطرات گذشته زندگی می كند، در جاده ناامنی و دردسر قدم گذاشته است.
هر زنی دوست دارد برای شوهرش نخستین باشد و هیچكس جایگاه او را نداشته باشد. هر زنی یا انسانی دوست دارد با توانایی های خودش مورد احترام و تحسین قرار گیرد.
باید به همسرتان این فرصت را بدهید تا شایستگی هایش را نشان دهد.

▪ مرخصی بگیرید
هر روزی را كه او دوست دارد به خاطر او مرخصی بگیرید. به او بگویید این مرخصی را صرفاً به خاطر او گرفته اید و تمام آن روز به او اختصاص دارد. هر كاری را كه دوست دارد انجام دهید؛ این كار شما باعث می شود تا او احساس كند از صمیم قلب دوستش دارید و هر كاری كه می خواهد را برایش انجام دهید. در این روز خوش اخلاقی تان را حفظ كنید.
مردانی كه این كار را انجام می دهند به هسمرشان ثابت می كنند كه او بیش از كار برایشان ارزشمند است.

▪ هدیه بخرید
بدون هیچ مناسبتی برای همسرتان یك سبد گل یا كادو بخرید. این كار از نظر زنان رؤیایی است. اگر پول خرید هدیه را ندارید این كار را با خریدن یك كارت تبریك هم می توانید انجام دهید. پیام زیبایی كه پشت كارت تبریك می نویسید برای او خیلی باارزش خواهد بود.

▪ تلفن بزنید
گاهی در محل کارش- یا در خانه- به او تلفن بزنید و حالش را بپرسید. اگر هم روزی خواستید به محل كار همسرتان بروید حتماً به او بگویید تا خودش آن طور كه دوست دارد از شما استقبال كند.

▪ با كمك هم غذا بپزید
در هفته سعی كنید یكبار هم شده با برنامه ریزی برای پختن غذا در آشپزخانه به او كمك كنید. اگر ناشی هستید می توانید با خریدن یك كتاب آشپزی غذایی را انتخاب كنید و سپس همراه با همسرتان برای خریدن مواد مورد نیاز به فروشگاه بروید. در تمام مراحل پختن غذا او را همراهی كنید، حتی در چیدن میز غذا

طبقه بندی

نظرسنجی

    کدام مطالب را بیشتر می پسندید؟









آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

خدمات












Powered by WebGozar

لوگو های دوستان به مناسبت 3 ساله شدن وبگرد تنها :