تبلیغات
وب گرد تنها - مطالب سرگرمی و طنز

وب گرد تنها

نظرر دهید تا بهتر شویم

پیغام گیر حافظ :
رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور !

پیغام گیر سعدی:
از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم

پیغام گیر فردوسی :
نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب

پیغام گیر خیام:
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد!

پیغام گیر منوچهری :
از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم!

پیغام گیر مولانا :
بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم !
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..
جان تو را قربان شوم!

پیغام گیر بابا طاهر:
تلیفون کرده ای جانم فدایت!
الهی مو به قوربون صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت !

پیغام گیر نیما :
چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش

پیغام گیر شاملو :
بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت
سنگواره ای از دستان آدمیت
آتشی و چرخی که آفرید
تا کلید واژه ای از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویم
تآنگاه که توانستن سرودی است

پیغام گیر سایه :
ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان


پیغام گیر فروغ :
نیستم ... نیستم ... اما می آیم ... می آیم ... می آیم ...
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم ... می آیم ... می آیم ...
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد ..

یکشنبه 6 تیر 1389

معنای سیزده جمله كلیدی پزشكان!

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: تازه ها، سرگرمی و طنز ، 

این بیماری شما باید فوری درمان بشه:
یعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه این بیماری خیلی ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتیبش رو بدم!

خوب بگید ببینم مشکلتون از کی شروع شد:
یعنی من از بیماریتون چیزی نفهمیدم و ایده ای ندارم و امیدوارم شما خودتون سرنخی به من بدین!

یک وقت دیگه از منشی برای آخرهای این هفته بگیر:
یعنی من امروز با دوستام دوره دارم، باید برم زودتر بزن به چاک!

هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد براتون دارم:
یعنی خبر خوب اینه که من قراره یه ماشین جدید بخرم و خبر بد اینکه شما باید پول اونو بدین!

من به این آزمایشگاه اطمینان دارم بهتره آزمایشهاتون را اونجا انجام بدین:
یعنی من 40 درصد از پول آزمایش بیمارانی که به اونجا معرفی می کنم را می گیرم!

دارویی که براتون نوشتم داروی خیلی جدیدیه:
یعنی من دارم یه مقاله
علمی مینویسم و میخواهم از شما مثل موش آزمایشگاهی استفاده کنم!

اگه تا یک هفته دیگه خوب نشدید یه زنگ به من بزنید:
یعنی من نمی دونم بیماریتون چیه شاید خود به خود تا یک هفته دیگه خوب بشه!

بهتره چندتا آزمایش تکمیلی هم انجام بدین:
یعنی من نفهمیدم بیماریتون چیه. شاید بچه های آزمایشگاه بهتون کمک کنن!
جوک
ابن بیماری الان خیلی شایعه:
یعنی این چندمین مریضیه که این هفته داشتم باید حتما امشب برم سراغ کتابهای پزشکی و درمورد این بیماری مطالعه کنم!

اگه این عوارض از بین نرفت هفته دیگه زنگ بزنید وقت بگیرین:
یعنی تا حالا مریضی به این سمجی نداشتم خدا را شکر که هفته دیگه مسافرتم و مطب نمیام!

فکر نمی کنم رفتن پیش فیزیوتراپیست فایده ای داشته باشه:
یعنی من از فیزیوتراپیستها نفرت دارم نرخ های ما رو شکستن!

ممکنه یک کمی دردتون بیاد:
یعنی هفته پیش دو تا مریض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن!

فکر نمی کنید این همه استرس روی اعصابتون اثر گذاشته باشه:
یعنی من فکر می کنم شما دیوونه هستین و امیدوارم یک روانشناس پیدا کنم که هزینه های درمانتون رو باهاش قسمت کنم

یکشنبه 23 خرداد 1389

سوال های که جوابی ندارند...

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: تازه ها، سرگرمی و طنز ، 

سوال ها همیشه برای آدم آغازگر شناخت بوده اند. هر سوالی انگار راهی است که رو به سوی مقصدی دارد.

سوال های این مجموعه، نه تست روانشناسی است و نه اطلاعات عمومی و نه اصلا جوابی دارد. جواب این سوالها پیش خود شماست؛ جواب صحیح و غلط که نه، راست یا دروغ ! شاید هم ترجیح دهید که اصلاً جوابی ندهید. دلیلش را هم خودتان بهتر می دانید.

1. اگه قرار باشه که امشب بمیرید و امکان برقراری ارتباط با کسی رو نداشته باشید ،چیزی هست که به خاطر نگفتنش به کسی افسوس بخورید؟چرا تا به حال نگفتید؟

2 . اگه بتونید یک سال رو در شادترین وضعیت ممکن بگذرانید اما بعدش، از این یک سال چیزی رو به خاطر نیارید، آیا حاضرید این کار رو بکنید؟ کدوم یک از این ها برای شما مهمترند: تجارب واقعی و یا خاطراتی که از اون ها باقی میمونه؟

3 . متوجه میشوید کوچولو ی خوشگل شما به خاطر اشتباهی که در بیمارستان رخ داده، بچه ی واقعی شما نیست. برای جبران این اشتباه حاضرید بچه رو عوض کنید؟

4. اگه میتونستید تا نود سالگی زندگی کنید، در حالی که ذهن و بدنتون رو سی ساله نگه دارید و شصت سال باقی مونده رو با اون زندگی کنید، کدوم رو انتخاب میکردید؟ ذهن یا بدن سی ساله؟

5. بیش ازهمه ستایشگر کی هستید؟ اون شخص در چه موردی الهام بخش شماست؟

6. اگر بتونید فردا صبح در حالی بیدار بشید که یک توانایی یا خصوصیت ویژه رو به دست آورده اید، دوست دارید اون خصوصیت چی باشه؟

7. شانس دیدار کسی بهتون داده میشه که میتونید باهاش عاشقانه ترین رابطه ی قابل تصور را داشته باشید،درست مثل یک رویا.متاسفانه،میدونید که بعد از شش ماه این شخص میمیره. با علم به رنج و عذابی که در پی داره،حاضرید این شخص رو ببنید و عاشق بشید ؟

8. اگر راهی رو سراغ داشتید که بعد از مرگ اموالتان به خاطر انسانیت در اون راه مصرف بشه ،در حالیکه حداقل ممکن برای خانواده تون باقی میمونه ، این کار رو میکردید؟

9. آیا آدم هایی هستند که اونقدر حسرت زندگیشون رو به دل داشته باشید که بخواهید زندگیتون رو باهاشون عوض کنید؟ اونها کیا هستند؟

10.حاضرید یک آدم بی گناه رو به قتل برسونید و در عوض با این کار گرسنگی را از دنیا ریشه کن کنید؟

11. حاضرید بیست سال در اوج شادی و رضایت زندگی کنید به شرط اینکه درست بعد از این مدت بمیرید؟

12. بزرگترین موفقیت زندگی شما چی بوده؟چیزی است که آرزوی انجام دادنش رو داشته باشید که حتی بهتر از اون باشه؟

13. اگه توی یک مهمونی، غذایی براتون بیارند که تا به حال امتحان نکردید، دوست دارید که طعمش رو تجربه کنید حتی اگه ظاهر عجیب غریب و نه چندان دلپذیری داشته باشه ؟

14. دوست دارید وقتتون را با چه جور آدم هایی بگذرانید؟ با دیدن دوستانتان در مورد شما چه قضاوتی میشه کرد؟

15. اگه نامزدتون تصادف کنه و هر دو پاشو از دست بده، بازم حاضرید باهاش ازدواج کنید یا کنار میکشید؟

16. خونه ی شما با همه دار و ندارتون آتش میگیره ،بعد از نجات عزیزانتون، فقط برای نجات دادن یک چیز فرصت دارید. اون چیز چی میتونه باشه؟

سوال های در گوشی

 

هرچی جواب تو رابطه با سوالات به نظرتون میرسه بگید تا همه بخونن

 

جمعه 21 خرداد 1389

رومانتیک

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: تازه ها، سرگرمی و طنز ، گالری عکس ، 

 

مایلم روزی که میمیرم مرا در تابوت سیاهی بگزارید تا همه بدانند در تاریکی به سر می برده ام دستهایم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنچه می خواستم نرسیدم چشمهایم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار از دنیا رفته ام روی قبرم تکه یخی بگذارید تا مثل باران برایم اشک ریزد و روی سنگ قبرم چیزی ننویسید تا همه فراموشم کنند .


من به درماندگی صخره و سنگ من به آوارگی ابر ونسیم من به سرگشتگی ‌آهوی دشت من به تنهایی خود می مانم

سلام  به همه ی دوستان گلم

926657dck6geufvv.gif

 

اگه نفر قبلی شماره موبایلتو بخواد چه جوابی میدی ؟

2ef5el2.jpgبا اجازه بزرگترا ببببببببببببببله                   36_6_8.gifهمرو برق میگیره مارو چراغ نفتی

be3.gifاگه شمارمو بدم چه کارایی برام میکنی؟        anwei.gifبرو بچه...خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه

23emu.gifاگه شمارمو بدم برام لپ لپ می خری؟        36_19_5.gifحالا فکرامو بکنم شاید شمارمو دادم

126fs4343671.gifبرو با بزرگترت بیا...!                            2h6dk68.jpgالتماس نکن شمارمو بهت نمیدم

36_1_6.gifروزگار جفاکاره زمونه ای شده به خدا            36_3_14.gifشمارمو بدم چند کوروب بهم میدی...؟

pipe.pngتو که شماره ی منو داری...!!!                       bf5.gifچه جسارتا...!!! 

36_1_39.gifکفتره کاکل به سر های های....                   4hba7gi.gifاز آدمای سیگاری خوشم نمیاد

bc5.gifفی الفوراز ما بکش بیرون                           36_6_3.gifدلت بسوزه که شمارمو نداری!!!

36_19_5.gifفعلا منو بی خیال شو                              Thunderstormsمزاحم نشین لطفا من نامزد دارم

36_3_3.gifوااااااااااااای درست میبینم؟تو شماره ی منو می خوای؟      

 36_1_4.gifچرا اونی که میخوام قبل من نمیاد...؟                      

 36_3_26.gifیعنی منظورت اینه که می خوای شوهرم بشی...؟

36_3_1.gifآخ جون همون case که همیشه تو خوابم میدیدم...!

14_6_18.gifتا نزدم بکشمت از جلوی چشام دور شووووووو

ar116377808361097.jpgمشترکه مورده نظر در دسترس نمی باشد

36_3_25.gifیعنی منظورت اینه که می خوای زنم بشی...؟

bl8.gifیه باره دیگه بیای قبله من به مدیر کلوب عشق میگم مسدودت کنه...

bd6.gifخجالت بکش  مگه خودت ناموس نداری...؟

 36_1_20.gifاینقدر زور نزن خودتم بکشی شمارمو به تو یکی نمیدم...!!!

36_1_14.gifدستگاه مشترکه مورده نظر خاموش میباشد...لطفا دیگه تماس نگیرید

8_1_227.gifبیشین بینیم بااااااا...شماره کیلو چنده؟

 36_3_16.gifواااااااااااااااااااای چقدر شما جذابین...با کمال میل شمارمو در اختیارتون میزارم

The image “http://i21.tinypic.com/30kg3dw_th” cannot be displayed, because it contains errors.بهت اطمینان ندارم میترسم شمارمو پخش کنی

00020116.gifمن فقط برای امر خیر میتونم شمارمو بدم

5_2_111.gifخوشگلی یا خوب ساز میزنی که شمارمو بهت بدم...؟

  36_1_62.gifاز من بهتر کجا میتونستی پیدا کنی...؟

36_13_6.gifفعلا سرم خیلی شلوغه لطفا بعدا مزاحم شو

bl8.gifاییییییییی بخشکی شاااااااااانس...!!!

36_3_18.gifمن و تو که کارمون از این حرفا گذشته

2lxe53l.gifشما سنی ازتون گذشته...این کارا قباهت داره

36_6_1.gifمن چشم و گوش بستم...لطف کنین از این پیشنهادای بی شرمانه به من نکنین

11_8_4.gifمنم دوست دارم شماره  ی شمارو داشته باشم

11_6_204.gifوااااااااااااای من چقدر خاطر خواه دارم...!!!

36_1_3.gifجمع خودمونیه کارتو همین جا بگو...شمارمو میخوای چی کار...؟؟؟

16_12_169.gifتو جون بخوا...


11_6_203.gifمنتظره تماستون هستم

ar116377808361097.jpgبالا بری پایین بیای از شماره خبری نیست


36_1_41.gifمنو این همه خوشبختی محاله...


8_2_101.gifخرج داره...

سئوال : برخی خانم ها مثل چی هستند ؟
خانم ها مثل رادیو هستند
هر چی می خواهند می گویند ولی هر چه بگویی نمی شنوند
خانم ها مثل شبكه اینترنت هستند
از هر موضوعی یك فایل اطلاعاتی دارند
خانم هامثل چسب دوقلو هستند
اگر دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد, دیگر باید سیم را برید
خانم ها مثل موتور گازی هستند
پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت
خانم ها مثل رعد و برق هستند
اول برق چشمهاشون می رسه , بعد رعد صداشون
خانم ها مثل لیمو شیرین هستند
اول شیرین و بعد تلخ می شوند
خانم ها مثل موبایل هستند
.هر وقت كاری مهم پیش می آید در دسترس نیستند
خانم ها مثل گچ هستند
اگر چند دقیقه مدارا كنید آنچنان سخت می شوند كه هیچ شكلی نمی گیرند
خانم ها مثل كنتور برق هستند
هر از چند سالی یكبار سن آنها صفر می شود
خانم مثل فلزیاب هستند
هرگاه از نزدیكی طلافروشی رد می شوند عكس العمل نشان می دهند

 دانشگاه: به بهانه ی دوست شدن جلو نرید، هر بهانه دیگه ای قابله قبوله و کار می کنه. در ضمن لفت هم ندید که خیلی بده و باعث میشه دچاره اضطراب بشید. مثال: اگر تو یک کلاسید یک جلسه غیبت کنید و بعد ازش نت های کلاس رو بخواید. بعد هم همین شانسو تبدیل کنید به موقعیت برای ارتباطه بیشتر. اگر تو یک کلاس نیستید خیلی سخت خواهد بود، چون باید بهانه تون قابل قبول باشه و داد نزه من اومدم باهات دوست شم. توی فعالیت های جنبیه دانشگاهتون شرکت کنید و از موقعیت هایی که پیش میاد استفاده کنید. اگر هم مسیر هستید هر روز خیلی دوستانه و راحت و بدون تته پته بهش بگید که چه جالب هکر روز می بینیش. یا هر چرنده دیگه ای که به فکرتون میرسه.

تو جای شلوغ: حواستون باشه شما با حرف زدن و نشون دادن این که چقدر راحت هستید مخ می زنید ، پس جای شلوغ خیلی به درده شما نمی خوره. خیلی بهتره که وقتی سواله اول و دوم رو کردید و متوجه شدید که دختره هم علاقه منده که با شما دوست شه و داره تحویل می گیره پیشنهاد کنید که برید یه جای آروم تر حرف بزنید. ولی فقط حرف بزنید ها ور ندارید تا گفت باشه و اومد شروع کنید به ور و وور رفتن باهاش ها. مگر این که داد بزنه رفتارش که من می خوام بدم.
می تونید بپرسید مثلا تو از دوستای فلانی هستی؟ پطور تا حالا ندیدمت و ... یا راجع به کسه دیگه ای تو مهمونی یا جایی که هستید سحبت کنید. یا بهش یک کمپلیمانه واقعی بدید. یعنی چی ؟ یعنی این که ازش واقعا تعریف کنید. الکی نگید چه لباسه قشنگی پوشیدی. واقعا بگردید ببینید چه چیزیش (غیر از سینه هاش و دیگر موارد البته) قابل تعریف کردنه و تعریف کنید. البته فقط یک بار نه بیشتر و بعد سره حرفو باز کنید.


حالا اگر می بینید جایی که هستید واقعا جای دختر بازی نیست، کاری که دفعه ی قبل گفتم بکنید. بگید واقعا خوشتون اومده ولی الان وقت ندارید و باید سریع برید و بهش شماره بدید (ایران) یا بگیرید (بین المللی) هه هه هه.

یه روش خوب که همه جا بدردتون می خوره: برید کف بینی یاد بگیرید. جدا می گم دخترها عاشقه این کس شعرها هستند. این روش همه جا به دردتون می خوره. جای شلوغ ، دانشگاه هرچی. تا کفه دستش رو دیدید با حالت تعجب کرده یه فیلم حسابی بازی کنید که : ماشا... عجب خط عمره بلندی، بقیش حلله چون خوده دختره ازتون می خواد که براش بیشتر بگید مگر این که اصولا آدم گهی باشه که اون هم ارزش وقت تلف کردنه شمارو نداره. یادتون باشه وقتتونو با گیر دادن به یه دختره خاص و قربون صدقش رفتن تلف نکنید، برید سراغه بعدی.

در ضمن موقعیته ایده آل وجود نداره . یعنی اگر بخواید صبر کنید تا موقعیته ایده آل پیش بیاد پیر میشید و هنوز پیش نیومده.

بهنام منظورت صحبت از یک دختره خاصه با هر دختری که صجبت میشه قلبت می ریزه؟

امیدوارم که بیشتر اوضاع دسستون اومده باشه

1- سینه جلو , باسن عقب , دماغ سر بالا
2- همشون میگن به هیچ پسری اطمینان ندارن اما با 10.000 تا پسر دوستن.
3- همشون قبل از اینکه باهات دوست بشن BF (دوست پسر ) نداشتن هیچ وقت.
4- BF شون مال خودشونه اما خودشون مال همه هستن.
5- همشون از دم خالی بندن.
6- هیچ وقت روز تولدت یادشون نیست.
7- خیلی اتفاقی وقتی باهاشون دوست میشی 4 روز بعدش تولدشونه.
8- همیشه کیف پولشون رو تو خونه جا گذاشتن.
9- همیشه فوق تخصص آرایش زننده دارن از این آرایشایی که وقتی می بینی حالت به هم میخوره.
10- همیشه 3 یا 4 تا خواستگار دکتر و مهندس دارن.
11- همه ی پسرای دنیا رو نگاه می کنن اما نباید BF شون حتی یک دختر غریبه رو هم ببینه.
12- همشون از دم مریم مقدسن (منظورم رو می فهمین؟)

خواهرم در كوچه ارایش مكن / از جوانان سلب اسایش مكن
گیسوان از روسری بیرون مریز /بر مسیر دیدگان افسون مریز
خواهرم این لباس تنگ چیست / پوشش چسبان رنگارنگ چیست
خواهرم اینقدر تنازی مكن / با امور شهر لجبازی مكن
در امور خویش سر گردان مشو / لایق چشمان نامردان مشو
پاچه ات كوتاه و برمودایی است / خشتكت چسبیده به یه جایی است
خواهرم ای خط چشم ایرانی است / امتدادش یك كمی طولانی است
خواهرم رنگ برنزی رنگ توست / این دو چشمانم یكی دو ساعت منگ توست
چاك مانتو تا لب.....چرا / بردن دل از داداش و من چرا
خواهرم من دیده ام چت میكنی / توی چت جلب توجه میكنی

آخر یه روز تیک میگیری لباسهای شیک میگیری

بابات را میکنی کچل تا بینی رو کنی عمل

با همراهت زنگ میزنی عینک رنگ رنگ میزنی

این دل و اون میزنی هی به موهات ژل میزنی

جنس لباسات تریکو موزیک فقط از انریکو

جوراب های فسقلکی روسریهای الکی

با اشوه های شُتری میشینی پشت موتوری

تو خیالت خیلی تکی فکر میکنی با نمکی

خوشی با این تیپ خفن حالا قشنگی مثلا


دختری با مادرش در رختخواب
درددل می کرد با چشمی پر آب
گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد کردم مادرم!
سن من از بیست وشش افزون شد
دل میان سینه غرق خون شد
هیچ کس مجنون این لیلا نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته!
مادرش چون حرف دختش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن!
گفت دختر مادر محبوب من!
ای رفیق مهربان و خوب من!
گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی می کنم بر یک پسر
مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با سعیدویاسر وایضا صفر
با سه تاشان رفته بودم سینما
بگذریم از مابقی ماجرا!
یک سری هم صحبت صادق شدم
او خرم کرد آخرش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید
مصطفای حاج علی اصغر شله
یک زمانی عاشق من شد،بله
بعد جعفر یار من عباس بود
البته وسواسی وحساس بود
بعد ازآن وسواسی پر ادعا
شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد او هم عاشق مانی شدم
بعد مانی عاشق هانی شدم
بعدهانی عاشق نادر شدم
بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد میان حرف او
گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!
گرچه من هم در زمان دختری
روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آن که تو را باشد پدر
دل نمی دادم به هرکس اینقدر
خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی
واقعا که پوز مادر را زدی

-------------------------------------------------------
- تسهای کنکور تربیت بدنی:

.

مربی و بازیکن اسبق پرسپولیس؟

1-علی پروین

2-علی شهین

3-علی مهین

4-علی دمبه .

************************

کشتی گیر گردن کلفت ایران؟

.

1-عباس جدیدی

2-عباس قدیمی

3-عباس نیو

4-عباس آب تودیت.

***********************

باشگاه انگلیسی؟

.

1- میدلزبرو

2- میدلز بیا

3- میدلز بودی حالا

4- میدلز پا شو برو گمشو.

***************************

مهاجم سابق منچستر؟

.

1- اندی کول

2- اندی سر شانه

3- اندی پشت بازو

4- اندی مرسی هیکل

1. به هیچ دختری جواب واضح ندید مگر این که جواب نه باشه! یعنی چی؟ اگه رفتید کافی شاپ گفت بشینیم اینجا ، می گید نه! بشینیم بغلیش. کنترل کنترل کنترل
2. هیچوقت اون چیزی رو که می خواد بهش ندید. این خیلی مهمه. به مثال میزنم ببنید تا کجا باید قوی باشید. اگر دختری رو ناز می کردید بفرما زد که بیا و .... بگید یه خورده باید صبر کنی. هنوز به اندازه ی کافی موهاتو ناز نکردم.
3. طوری رفتار کنید که هیچ وقت نفهمه تکلیفش با شما چیه. بگید ما دوست عادی هستیم فقط، بعد دستاشو مثل عاشقا ناز کنید.
4. رفتارتون قابل پیش بینی نباشه. یه دفعه که کاره بد کرد یه بوسش کنید و کاره خوب که کرد یه دره کونی (به شوخی!!) بهش بزنید. دفعه ی بعد برعکس.

رفتار بالا رو همیشه می تونید انجام بدید. تا زمانی که می بینید دختره حال می کنه و اگر هم اعتراضی می کنه عشوه و دل بری می تونید این طوری رفتار کنید.ولی خیلی هم زیاده روی نکنید و حال طرف رو نگیرید.

شما فكر می‌كنید زنها از مردها چه‌ می‌خواهند؟
اگر زن‌ هستید یا مرد، حتما می‌توانید یك‌ لیست‌ عریض‌ و طویل‌ تهیه‌ كنید. اما تفاوت‌ این‌ لیست‌ با هر لیست‌ احتمالی‌ دیگر این‌ است‌ كه‌ ... بخوانید، خودتان‌ می‌فهمید!

شروع آشنایی:
1- خوش‌اندام‌ و قشنگ‌ باشد
2- جذاب‌ باشد
3- دارای‌ موقعیت‌ شغلی‌ باشد
4- شنونده‌ خوبی‌ باشد
5- شوخ‌ و بذله‌گو باشد
6- قامت‌ برازنده‌ داشته‌ باشد
7- خوش‌لباس‌ باشد
8- قدرشناس‌ باشد
9- در ذهنش‌ اندیشه‌های‌ حیرت‌انگیز و شگفت‌آور وجود داشته‌ باشد
10- عاشق‌ خوبی‌ باشد و اهل‌ خیالپردازی‌ باشد

بقیه در ادامه مطلب ...

در 32 سالگی ::

1- قیافه‌اش‌ خوب‌ باشد(اولویت‌ با كسانی‌ كه‌ دچاركچلی‌ یا كم‌مویی‌ نیستند)
2- در ماشین‌ را برای‌ خانم‌ باز كند و صندلی‌ را برای‌ خانم‌ از پشت‌ میز بیرون‌ بكشد
3- به‌ قدر كافی‌ برای‌ خوردن‌ یك‌ شام‌ گران‌ قیمت‌ در خارج‌ از منزل‌ پول‌ داشته‌ باشد
4- بیش‌ از آنچه‌ حرف‌ می‌زند، گوش‌ كند
5- به‌ لطیفه‌های‌ خانم‌ بخندد
6- به راحتی‌ بتواند ساكهای‌ سنگین‌ حاوی‌ مواد خوراكی‌ را حمل‌ كند
7- حداقل‌ یك‌ كراوات‌ داشته‌ باشد
8- در قبال‌ خوردن‌ یك‌ غذای‌ خوب‌ خانگی‌ تشكر كند
9- تاریخ‌ تولد و سالروز ازدواج‌ را به‌ خاطر داشته‌ باشد
10- حداقل‌ یك‌ بار در هفته‌ حرفهای‌ عاشقانه‌ بزند



لیست‌ بازنویسی‌ شده‌ در 42 سالگی‌ ::

1- خیلی‌ زشت‌ نباشد
2- قبل‌ از آمدن‌ من‌، با ماشین‌ به‌ راه‌ نیفتد
3 - یك‌ كار ثابت‌ داشته‌ باشد و بتواند حداقل‌ یك‌ بار در سال‌ خرج‌ شام‌ بیرون‌ از خانه‌ را بپردازد
4- وقتی‌ من‌ حرف‌ می‌زنم‌ بتواند سرش‌ را تكان‌ بدهد
5- لطیفه‌های‌ كهنه‌ و قدیمی‌ را به‌ خاطر داشته‌ باشد
6- به‌ قدر كافی‌ توانایی‌ داشته‌ باشد تا بتواند در جابه‌جاكردن‌ مبلمان‌ كمك‌ كند
7- پیراهنی‌ بپوشد كه‌ برآمدگی‌ شكمش‌ را بپوشاند
8- شیشه‌ آبلیمویی‌ را كه‌ نوار اطمینان‌ درش‌ باز شده‌، تشخیص‌ بدهد و آن‌ را نخرد
9 - به‌ خاطر داشته‌ باشد كه‌ درب‌ محافظ‌ توالت‌ فرنگی‌ را قبل‌ از خروج‌ سر جایش‌ بگذارد
10- آخر هر هفته‌ صورتش‌ را اصلاح‌ كند


...در 52 سالگی ::

1- موهای‌ گوش‌ و بینی‌اش‌ را كوتاه‌ كند
2- در اماكن‌ عمومی‌ آروغ‌ نزند و خرخر نكند
3- خیلی‌ زیاد پول‌ قرض‌ نگیرد
4- وقتی‌ من‌ ابراز محبت‌ می‌كنم‌ به‌ خواب‌ نرود
5- لطیفه‌های‌ تكراری‌ را هفته‌یی‌ چندبار نگوید
6- ظاهرش‌ به‌ قدری‌ مناسب‌ باشد كه‌ گاهی‌ آخر هفته‌ها بشود با او به‌
7-پیك‌نیك‌ رفت‌ والبته‌ حال‌ و حوصله‌ بیرون‌ رفتن‌ را داشته‌ باشد
8- كمتر جوراب‌ لنگه‌ به‌ لنگه‌ بپوشد و لباسهای‌ زیرش‌ را زود زود عوض‌ كند
9- در برابر خوردن‌ یك‌ شام‌ حاضری‌ تشكر كند
10- اسم‌ و آدرسش‌ را به‌ خاطر داشته‌ باشد
11- چند هفته‌ یك‌ بار در تعطیلات‌ آخر هفته‌ اصلاح‌ كند


... در 62 سالگی ''''''''

1- از بچه‌یی‌ كوچك‌ نترسد
2- به‌ خاطر داشته‌ باشد حمام‌ خانه‌ كجاست
‌ 3- برای‌ منظم‌ و با قاعده‌ بودن‌ او، نیاز به‌ خرج‌ كردن‌ پول‌ زیادی‌ نباشد
4- فقط‌ هنگام‌ خواب‌ به‌ آرامی‌ خرخر كند
5- به‌ خاطر داشته‌ باشد كه‌ چرا می‌خندد
6- آنقدر توانایی‌ داشته‌ باشد كه‌ بدون‌ كمك‌ قادر به‌ ایستادن‌ باشد
7- معمولا بتواند بعضی‌ از لباسهایش‌ را بدون‌ كمك‌ دیگران‌ بپوشد
8- غذاهای‌ سبك‌ را دوست‌ داشته‌ باشد
9- به‌ یاد بیاورد كه‌ دندانهای‌ مصنوعی‌اش‌ را كجا گذاشته‌ است‌
10- به‌ خاطر داشته‌ باشد كه‌ چه‌ وقت‌ آخر هفته‌ است‌


... در 72 سالگی‌ ::

1- نفس‌ بكشد
2-كنترل‌... خودش‌ را از دست‌ نداده‌ باشد
3- …

* اگر دوست دارید وقتى به خانه میآیید ؛ یكى دور و برتان بچرخد و خودش را برایتان لوس بكند و نشان بدهد كه از دیدن شما واقعا خوشحال است...
* اگر دوست دارید وقتى غذا مى پزید ؛ یكى باشد كه هر چه جلویش بگذارید با علاقه بخورد و هیچوقت هم نگوید كه دستپخت مامان جانش بهتر از دستپخت شماست...
* اگر دوست دارید كسی را داشته باشید كه همیشه ی خدا برای بیرون رفتن از خانه حاضر یراق باشد و هر روز و هر ساعتى كه شما بخواهید همراه شما به كوچه و خیابان بیاید...
* اگر دوست دارید كسی را داشته باشید كه هیچوقت كانال های تلویزیون را به میل خودش عوض نكند و به فوتبال هم علاقه اى نداشته باشد ؛ اما همپای شما تا بوق شب پای تلویزیون بنشیند و فیلم هاى رمانتیك تماشا كند...
* اگر كسى را میخواهید كه هیچوقت بهانه های الكى نمى تراشد و از شما ایراد های بنى اسراییلى نمى گیرد...
* اگر كسى را میخواهید كه برایش اهمیت ندارد كه شما زشت اید یا زیبا ؛ چاق اید یا لاغر ؛ پیرید یا جوان...
* اگر كسى را مى خواهید كه همواره به حرف های شما گوش میدهد و بدون قید و شرط دوست تان دارد...

آقایـون خـانم ها را دوست دارند. قیافه، بو، طرز راه رفتن و صـحبـت کردن تـنـها چـنـد نـمـونـه از دلایـلی هسـتـــند که آقایون فــکر میـکنند خانم ها موجوداتی آسمانی هستند.در حـالیکه زنـدگی بدون وجود اونها غیر ممکنه اما مطمئناباهاشون هم نمی تونیم زندگی کنیم.

....عـلــت این که چرا نمی تونیم باهاشون زندگی کنیم تا حدود بسیار زیادی به این مطلب بر میگرده کــه اونها کاملو بی عـیـب نیـــستند. من از روی تحلیل های بسیار زیاد 10 نمـونــه از کارهای خانم ها رو کشف کردم که آقایون روواقـعا کفری می کـنـــه و باعث میشه که مردها به سر حدجنون برسند.

ـــــــــــــــــــــــ

خانم ها وانمود می کنند که پاک و معصوم هستند

چیزی که در تعداد بسیار زیادی از خانم ها دیده می شود این است که قصد دارند تا وانمود کنند در زیر یک نور الهی هستند و همیشه از شما خیلی پاک تر هستند. هیچ وقت حاضر نیستند تا اعتراف کنند که به خیابان گردی می روند و تعداد دوست پسرهایشان از 5 نفر هم بیشتر است. البته آن دسته از خانمهایی که واقعا پاک و معصوم می باشند قابل تحسین هستند اما بقیه باید از سرپوش گذاشتن روی کارهایشان دست بردارند. این حق مسلم خانم هاست که به اندازه آقایون سرگرمی داشته باشند و از زندگی خود لذت ببرند و نهایتا هم مردی را برای زندگی آینده خود پیدا کنند که قادر به درک تمام این موارد باشد.

ـــــــــــــــــــــــ

از سایر خانم ها انتقاد می کنند

برای چه هیچ خانمی نمی تواند از خانم دیگر تعریف کند؟ اونها دوست دارند از تمام مسائل مربوط به خانم های دیگر ایراد بگیرند حال از وزن و مدل مو گرفته تا... تنها یک خانم می تواند تشخیص دهد که كفش خانم دیگری با کیفش ست نیست و با همین مطلب می تواند او را به خاک سیاه بنشاند.

البته عده بسیار معدودی از خانم ها می توانند جذابیت خانم های دیگر را بپذیرند (و خوشبختانه او را به جمع دوستانه شان دعوت کنند) اما بسیاری از آنها دوست ندارند همسرانشان جذب زیبایی و محبوبیت خانم های دیگر شوند. اما با وجود تمام این حرف ها آقایون به طور ناخودآگاه خانم های زیبا و جذاب را خواهند دید.

ـــــــــــــــــــــــ
حسودی می کنند

بیشتر اوقات تنها اشاره به اسم یک خانم دیگر می تواند برای شما مرگ را به همراه داشته باشد. حال تصور کنید چگونه می خواهید در جنگی که به دلیل رفتن شما به کلاب رقص شبانه به وجود آمده آست پیروز شوید؟!

ـــــــــــــــــــــــ

خود را نیازمند نشان می دهند

بعضی از خانمها همیشه چند خط مشی بسیار سری را دنبال می کنند. آنها از همسرانشان انتظار دارند که تمام توجهشان را به آنها معطوف کنند، آنها را تر و خشک کنند و به آنها بگویند که تا چه حد وجودشان استثنایی و ویژه است. آنها می خواهند مردها را به یک صندوقچه احساسات تبدیل کنند و از آنها انتظار پشتیبانی اخلاقی، ذهنی و عاطفی دارند.
در این قسمت یک تضاد جدی بین آن دسته از خانم ها که ذکر شد و دسته دیگری که به بیرون از خانه رفته، کار می کنند و خود را مستقل نشان می دهند وجود دارد. دسته دوم جزء گروهی هستند که هنگام عاشقی واقعا متزلزل می شوند. البته شاید دانستن این مطلب برای شما خالی از لطف هم نباشد که آقایون خانم های سرسخت را ترجیح می دهند زیرا حداقل در این حالت می توانند اندکی آرامش ذهنی خود را حفظ کنند.

ــــــــــــــــــــــ
رمزی صحبت میكنند

جمله قدیمی " نظر تو چیه؟" یکی از مثال هایی است که خانم ها برای تست کردن احساسات و روحیات آقایون به کار می برند. آنها می خواهند به این طریق متوجه احساسات واقعی مردها نسبت به خودشان شوند. آنها در مورد نقاط ابهام سوال می کنند و بر اساس طرز تفکر آنها ما باید پاسخ سوالات را درست مطابق آنچه در ذهن آنهاست بدهیم در غیر این صورت جزئی از روح آنها به شمار نخواهیم رفت و به عبارتی نیمه گمشده آنها نخواهیم بود.

می توانید این منظره رقت آور را تصور کنید: مردی که آماده پردازش سوالات همسر خود است، او به دنبال پاسخ مناسب می گردد ولی هیچ چیز به ذهنش نمی رسد، همسرش دست به کمر در جلوی او ایستاده و از فاصله نسبتا زیادی به او خیره شده و و پای خود را مرتبا به زمین می زند. آقایون عزیز هیچ راه فراری جز ارائه جواب ندارید فقط باید امیدوار باشید که سرانجام کارتان به بیرون از خانه در کنار زباله ها کشیده نشود!

ـــــــــــــــــــــــ


تجاوز به حریم شخصی

همه خانم ها این تمایل غریزی و نا خودآگاه را دارند که هر طور می خواهند با مردها رفتار می کنند و تمام وسایل شخصی آنها را مال خود می کنند.

به عنوان مثال هنگامیکه لباسی را دوست ندارند، به راحتی به خود اجازه می دهند که بر سر کشوی لباسهای ما رفته و آن را زیر و رو کنند تا چیزی را که مناسب حالشان است پیدا کنند و مثلا ژاکت جدید مورد علاقه ما را بر میدارند و می پوشند. حال تصور کنید که شما به متعلقات شخصی آنها نزدیک شوید و یا نه، فقط در مورد مدل مویشان نظر بدهید، آنچنان جهنمی برپا خواهد شد که شعله های آن همه جا را فرا می گیرد. بنابراین شما فکر نمی کنید که زندگی یک زمین بازی جوانمردانه است؟

ـــــــــــــــــــــــ

بیش از اندازه احساساتی می شوند

آنها به خاطر هر چیزی گریه می کنند: یک فیلم غم انگیز ( و یا حتی شاد)، شکستن ناخنشان، خراب شدن مدل موها و ... و بدتر از همه اینها زمانی است که از ما انتظار همدردی دارند، تنها کاری که باید انجام دهید سرو کله زدن با خانمی است که به شما چسبیده و گریه و زاری راه انداخته است.

البته منظور من این نیست که آقایون بی عاطفه هستند و هیچ گونه احساسی ندارند اما مشکل اینجاست که خانم ها بیش از اندازه "مامانی" هستند و متاسفانه بسیاری از آقایون کوچکترین نکته ای در مورد تسلی خاطر به خانم ها نمی دانند. البته این حقیقت که خانم ها اندکی ظریف و آسیب پذیر هستند نکته جالبی است زیرا شما به راحتی می توانید آنها را دلداری دهید تا موضوع را فراموش کنند. شما که نمی خواهید سیلی از اشکهای او در خانه شما جاری شود؟

ـــــــــــــــــــــــ

آنقدر خرید می کنند تا از حال بروند

هنگامی که زمان خرید فرا می رسد در طول روز زمان کافی برای خانم ها وجود ندارد. حال از گشت و گذار در مراکز خرید و تماشای ویترین مغازه ها گرفته تا خرج کردن تمام موجودی همسرانشان. آنها می توانند ساعت های طولانی را در پشت ویترین یک مغازه کفش فروشی صرف کنند و اصلا هم به آب و غذا و دیگر مسئولیت هایی که در زندگی بر دوش آنهاست فکر نکنند.

اما تا اینجا همه چیز قابل تحمل است فقط دعا کنید آنروز فرا نرسد که آنها تصمیم بگیرند تا شما را نیز به همراه خود ببرند. ما همراهشان می رویم از این مغازه به آن مغازه، سرگردانی های بی هدف، چند قدم به جلو و دوباره به عقب تا زمانیکه تمام جزئیات البته بجز برچسب قیمت مورد بررسی قرار گیرد.

پیوسته صحبت می کنند

متاسفانه "کریس راک" نیز این تجربه تلخ را داشته است. روزی در یک مصاحبه تلویزیونی یک سوال از خانمی پرسید که او برای 45 دقیقه در مورد آن توضیح داد! بیشتر خانمها عاشق صحبت کردن هستند و هنگامیکه به آنها میدان دهید بدون توقف پیش خواهند رفت. البته تصور نکنید که گفته های آنها برای ما اهمیت ندارد ما فقط نمی خواهیم گزارش ثانیه به ثانیه تمام جزئیات را بدانیم.
ـــــــــــــــــــــــ

اگر با کفایت و تدبیر کافی با مسائل مربوط به خانم ها برخورد کنید رفتارهای آزاردهنده آنها چندان هم غیرقابل تحمل به نظر نمی رسد. تنها شانس شما این است که خود را با آنها وفق دهید شما هم رفتارهای رنجش آور و آزار دهنده مخصوص به خود را دارید، هیچ انسانی کامل نیست، و من فکر می کنم این مطلب تنها چیزی است که هم خانم ها و هم آقایون می توانند بر سر آن به توافق رسند.

واقعا در روابط زناشویی چیزی بنام یک "رابطه کامل" وجود ندارد و متاسفانه با این که شما تصور میکنید همسرتان بسیار به شما علاقمند است احتمال خیانت او وجود.

بخاطر داشته باشید: زنان بسیار نکته بین و دقیق هستند و درصورت خیانت مانند یک تبهکار حرفه ای ردی از خودشان باقی نمی گذارند بنابراین شما باید خوب حواستان را جمع کنید. در زیـر 10 نشانـه اصلی که ممکـن است ( نه لزوما" ) دلیـل خیـانت یـک زن باشد را می خوانید:

: فاصله گرفتن و جدایی از خانواده
این واقعیت که او دیگر علاقه ای به رسیدگی امور خانواده ندارد و تمایلش را به برقراری رابطه با خـانـواده و دوسـتان شما از دسـت می دهد، مـی تواند دلیـل بر پشیمانی و ندامت ناشی از خیانت باشد. او ممکن است بخاطر خیـانـتش احسـاس گنـاه کـرده و روبرو شدن با دوستان یا خانواده شما او را به یاد گناهانش بیندازد.بنابراین هرچقدر او در صداقت و درستی قوطه ورتر شود، بهمان اندازه مجبور بتحمل عذاب وجدان کمتری خواهد شد.

:افزایش پرخاشگری و ستیزه جویی
آن روزهای تفاهم و همدلی و رضایت که با هم داشتید به پایان رسیـده. اخیرا او با هر کار شما شروع به مشاجره و شکایت پـرداخـتـه و از هـر بـهـانـه ای بـرای نـزاع و تخریب شخصیت شما استفاده میکند. نق زدنها به او کمک می کند تا احساس گناه را از بین برده و یا حداقل کمترکند. بنابراین اگر عیب جوییهای او از شما بصورت یک عادت درآمده کمی دقت کنید ببینید چه اتفاقی در حال افتادن است.

دوستی با فردی جدید
یک از نشانه های شروع خیانت قرار گرفتن فردی جدید در سر راه اوست که ممکن است از طرف او "همکار" یا "دوست قدیمی" اطلاق شود. او از بیان جزئیات دوستی با فرد جدید خودداری کرده و سعی در پوشاندن آنها دارد.

: ممانعت از پاسخگویی به سؤالات ساده
هـمیشه نسبت بفردی که حتی از پاسخگویی به ساده ترین و منصفانه ترین سوالات شما سرباز می زند و یا سـوالات شما را از خودتان می پرسد ( این امر نشانگر یافتن یک جستجوی ذهنی برای دروغگویی است ) ضنین و مشکوک باشید. هشیار باشید در مورد دیر آمدن ها به خانه و ایـنکه او با غرولند در جواب سوال شما می گوید: " چرا می خوای بدونی کی از محل کارم خارج شدم؟". اگر او به سوالاتی که همیشه عادت داشـت داوطـلبـانـه و با رقبـت پاسـخ دهـد ولی اکنـون با حالت تدافـعی و جبـهه گیرانه علاقه ای به جواب دادن آنها ندارد، بـدانید که او چـیزی ( یا کسی....) را از شما پنهان میکند.

ایجاد تغییرات در عادت ها
اگر او سرش جای دیگری گرم باشد ، بطور قطع متـوجه تـغییراتـی در انـجام عـادتها و کارهای روزمره اش خواهید شد. دیگر تمایلی به سینما رفتن وجود ندارد و صحبتی از شرکت در کلاسـهای آموزشـی نمی شـود. معمولا" مـردان دوسـت دارند با مـعشـوقه جدیدشان ملاقات کنند و این امر موجب غفلت و بازماندن از انجام مشغولیات گذشته می گردد.

افزایش آرایش و آراستگی
هـمانگونه که خود شما در ابتدای ارتباطتان سعی در نشان دادن محاسن خود به یکدیگر داشتید، اکـنون او نـیز بصورت ناگهانی اصرار در آرایش بیشتر و تغییر لباس و دگرگون کردن ظاهر خود برای فردی دیگر دارد.

اافزایش استقلال و خودکامگی
یک نشانه مهم کج روی این است که او از نـهاد دو نـفره خـانواده جدا شده و به سمت خودمختاری پیش می رود. او دیگر نمی گوید "ما" می گویـد "من" بعلاوه کار خودش را انجام می دهد و تمایلی به مشورت در مورد اندیشه های آینده زندگی ندارد. او طوری رفتار میکند که به شما بفهماند دیگر نیازی به نگهداری شما ندارد.

افزایش مشغولیتها
او میگوید دیگر وقت انجام فعالیت های فوق برنامه را با شما ندارد با اینحال وقتی که "دوستش" با او تماس می گیرد همان لحظه حاضر و آمـاده شده و بـیرون می رود. او بسیار زیاد برای "کار" از خانه خارج می شود.

:بی تفاوتی و بی اهمیتی
چه چیزی بدتر از این اســت که همسـر شـما تقریبا در مـورد همه چیز نق بزند؟ به نظر می رسد بدتر این باشد که او دیگر توجه نکند که حتی شـما یک مـوجود زنده هستید. همانـطور که نشـانه شــماره 9 ( بهانه جویی و گیـر دادن سر هر موضوع ) یک نــشـانه خیانت محسوب میگردد بر عکس آن هم یعنی بی اهـمیتـی در انجام کارهای شما نیز دلیلی محکم است. دیگر برای او فرقی نمیکند که شما کجا میروید و چه کار می کنید. اگر عقیده خود را مثلا" در مورداحساس خود و یا ظاهر او ابرازکنید با جوابی سرد مواجه خواهید شد. بعبارت دیگر او همـان اندازه اهمیتی که شما برای موضوعات مختلف قائل هستید، قائل نخواهد بود بخصـوص که آن موضـوع مسـتقیما" در رابـطه شـما تاثیر گذار باشد.
واقعیت گرا باشید: با این فکر که همسرتان هیچ وقت به شما خیانت نمی کند، خودتان را فریب ندهید و از طرف دیگر فورا" او را متهم به خیانت نکنید. اگر هـمسر شما دارای یک از نشانه های فـوق بـود، دلـیل بر ایـن است که احتـمـالا" چیـزی در این رابطه غلط می باشد و لزوما" دلیلی بر اتهام نهایی نیست. در هر حال بـا خـواندن ایـن مقاله فرصنی مناسب برای شما پیش می آید تا بـتـوانید برخورد و دیدگاه منطقی تری نسبت به مسائل داشته باشید.


موضوع مهم تر اینکه اجـازه نـدهید آنچه که ممکن اسـت تنها یک حس حسادت در شما باشد باعث تخریب افکارتان در مورد همـسرتان شود چرا که اشتباه انگاری و نتیجه گیری زود هنـگام ممکن اسـت یک رابطه را برای همیـشه از بین ببرد پس همه حقایق را پیش از روبرو شدن با وی درنظر داشته باشید

تابستان سال گذشته بسیار خوب و پر برکت بود!
تابستان سال گذشته :
پسر خاله ام زیر چرخ تریلی رفت وله گشت وما در مراسم ختمش شرکت کردیم.
خیلی میوه وخرما وحلوا خوردیم وخیلی خوش گذشت,ما خیلی خاک بازی کردیم , من هر چه گشتم پسر خاله ام را پیدا نکردم , پدرم خیلی مارا با بیل زد.بدون دلیل !
من در پارسال خیلی درس خواندم ولی نتوانستم قبول شوم ومن را از مدرسه اخراج کردند.
پدرم من را به مکانیکی فرستاد تا کار کنم , اوستای من هر روز من را با زنجیر چرخ می زدوگاهی که خیلی عصبانی می شد من را به زمین می بست وبا ماشین مشتریها از روی من رد می شد.
من خیلی در کارهای خانه به مادرم کمک می کنم, مادرم من را در سال گذشته خیلی دوست می داشت ومن را خیلی ماچ می کرد پدرم حسود بود ومن را با شیلنگ کتک می زد!!!!
تابستان گذشته خواهرم وشوهر خواهرم خیلی از هم طلاق گرفتند در ضمن خواهرم حامله است , پدرم می گوید یا پسر است یا دوقلو ! ولی من چیزی نمی گویم چون نمی دانم بچه ای به این اندازه از شکم خواهرم در نخواهد آمد.
در سال گذشته ما به مسافرت با قطار رفتیم.من در کوپه پدرم را عصبانی کردم وپدرم من را به تخت بست ومن تا صبح به همان وضع خوابیدم.
پدرم در سال گذشته خیلی سیگار می کشید ومادرم خیلی ناراحت است وهی به من می گوید :
کپی اوغلی , ولی من نمیدانم چرا وقتی مادرم به من فحش می دهد پدرم خیلی عصبانی می شودشاید من را خیلی دوست داردکه دلش نمی خواهد مادرم به من فحش دهد.
در سال گذشته ما به عید دیدنی رفتیم ومن حدودا خیلی عیدی گرفتم ولی پدرم همه آنها را گرفت ویک آنتن ماهواره خریدکه بسیار بد آموزی دارد ومن نگاه نمی کنم و پدرم از صبح تا شب شوهای بی ناموسی نگاه میکند وبشکن می زند.
پدرم در سال گذشته رژیم گرفته وبا دوستهایش آب شنگولی وماست و خیار می خورند و می خندند.گاهی وقتها هم آب رنگی با چیپس وماست موسیر می خورند اما نمی دانم چرا مادرم گریه می کند.

من خیلی سال گذشته را دوست دارم ....
این بود انشای من 

تا حالا فكر كردید كه چرا اكثر ایرانیا دماغشون بزرگه؟؟؟؟
خوب از اونجایی كه من خیلی بیكارم به این مسئله تفكراتی بسیاری داشتم
و بالاخره كشفش كردم
همین چند روز پیش نظریمو اثبات كردم
 
تو تاكسی نشسته بودم و پشت یه چراغ قرمز طولانی گیر كرده بودم
هیچ چاره‌ایم نداشتم جز این كه به اطرافم نیگا كنم
 
تو ماشین بغل دستی.. یه آقای شیك و مجلسی تا جایی كه جا داشت دستش تو دماغش بود
و اصلنم توجهی به اطرافش نداشت.. انگار نه انگار
اه اه اه چندشم شد
 
رومو كردم اون‌ور.. ای باباااا
تو ماشین سمت چپی.. دو تا بچه‌ای كه عقب نشسته بودن.. هر دوشون مشغول بودن....
ای خداااا یعنی تا این حد
 
و آخرسر چشم به راننده تاكسی افتاد كه درگیری زیادی با دماغش داشت( من به جاش خجالت کشیدم  )
منم خیلی شیك و مجلسی فقط احساس شكوفه‌های بهاری بهم دست داده بود
 
حالا می‌فهمید كه چرا ما ایرانیا دماغای بزرگی داریم
باور نمی‌كنید.. فقط كافیه یه ذره به اطرافتون دقت كنید
 
تازه من اینم شنیدم كه تو خیلی از كشورای دنیا دست بردن بچه به صورتش یه گناهه و اینو به بچه‌هاشون یاد می‌دن
ولی از اونجایی كه ما اصلا به این قضیه اعتقاد نداریم به هیچ زبون زنده‌ای هم نمی‌تونیم تو مخ بچه‌هامون كنیم
 
دقت كردید كه چقد بچه‌ها دوست دارن دست تو دماغشون كنن
تا اونجایی كه حتی حاضر نیستن این لذتو تو بزرگی از دست بدن

- الو سلام..ببخشید...
- آقا اشتباه گرفتید
- نه برادر شما اجازه بده سخن من منعقد بشه . من هنوز نگفتم ‘ب’ شما میگی بفرمائید گم شید
- اِ …تو از كجا فهمیدی؟
- از روزنامه پخش شد فهمیدم.
- اسمت تو روزنامه بود؟
- آره
- پس دانشگاه قبول شدی
- آره . ولی اسمم رو به جای غضنفر جهان پهلوان نوشتن رقیه پروانه دوست . چقدر كم سوادن. تو چی ؟ قبول شدی؟
- بعله كه قبول شدم ، منتهی 6 دفعه اس كه دارم اسامی رو می خونم ولی اسمم رو هنوز پیدا نكردم
- راستی ساعت چنده ؟
- قابل شما رو نداره
- اختیار دارین
- نه نداریم.تموم كردیم...
- خدا رحمتتون كنه
- قربان شما.. لطف دارین
- بله داریم.. چند كیلو می خواین؟
- ای بابا. دل خوش سیری چند! دلم خیلی تنگه
- خب جاشو با سوراخ كونت عوض كن ، گشاد شه
- چی جوری؟
- خب كاری نداره.. آب كه سر بالا بره قورباغه مرغ سحر میخونه
- حالا كیلو چند هست؟
- چی ؟ مرغ سحر ؟
- نه بابا، بلیت كنسرت قورباغه هه
- آخه مرد حسابی قوررباغه مگه پلنگه كه كنسرو داشته باشه!
- داشته باشه یا نداشته باشه مهم نیست . جهیزیه رو كی آورده كی برده ؟ من خودشو می خوام.
- آخر نگفتی چنده ها
- چی ؟ بلیت كنسرت قورباغه هه؟
- نه بابا، ساعتو میگم
- عرض كردم كه متری ۲۰۰۰ تومنه
- چه خبره ؟ مگه قیطریه اس ؟
- نه قطره ای نیست . آبیاری بارانیه
- هوا شناسی كه گفته بود آفتابیه
- خب آفتابیش رو هم داریم منتها برای شما ذره بینی مناسبتره
-برو بابا دیوونه...
- مگه من چمه …پسر به این گلی.
- كجات گله ؟ فقط هیكلت مثل گلدون میمونه. آخه ننه بابات با چی دلشونو خوش میكنن
- با شامپو گلرنگ
- منو مسخره كردی ؟…یه كلام بگو شماره رو اشتباه گرفتی
- من میخواستم بگم شماره رو اشتباه گاز گرفتی. شما مهلت ندادین...تو رو خدا یه هفته مهلت بدین
- نه نمیشه همین فردا باید تخلیه كنی و گرنه پاسبون می آرم اسباب اثاثیه تون رومیریزم تو كوچه. الانم میخوام برم حرف خاصی نداری؟
- نه فقط وقتی گوشی رو میذاری ، اون درم پشت سرت ببند

روز اول که دیدمش بدجوری بهم خیره شده بود.
بعداً فهمیدم که چشماش چپه و داشته پیکان ۵۷ رینگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه میکرده!
یه آه از ته دل کشید.
بعداً فهمیدم که آه نبوده و آسم داره.
بهش یواشکی یه لبخند زدم، ولی اون قیافه جدی مردونش رو عوض نکرد. این خودداریش واسم خیلی جذاب بود.
بعداْ فهمیدم که خودداری نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پیکان ۵۷ بوده و تازه متوجه من شده بود!!
آروم و با عشوه اومدم جلوش، دیدم تند تند داره بهم چشمک میزنه. کارش به نظرم با مزه اومد.
بعداً فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست.
دو تا دستش رو خیلی مؤدب کرد تو هم و انداخت جلوی شلوارش.
بعداً فهمیدم از ادبش نبوده، بلکه این ندید پدید تا من رو دیده بود ....

اومد یه چیزی بگه ولی از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود.
بعداً فهمیدم این بشر خدادادی هول هست و لکنت زبون داره.
سرش رو از شرمش انداخت پایین و گفت س س س سلام.
بعداً فهمیدم از شدت شرمش نبوده و میخواسته من دندونهای زردش رو نبینم.
بعد از یک سری اسم و فامیل بازی، ازم پرسید آخرین کتابی که خوندی اسمش چیه!؟ گفتم: اَ...اَ...یادم نیست. گفت: چه جالب، نویسندش کیه!؟ از این تیکه بامزش خندم گرفت.
بعداً فهمیدم که تیکه نبوده و بیچاره چیزی به اسم IQ اصلاْ نداره.
بوی عطرش بدجوری مستم کرده بود.
بعداً فهمیدم بوی عطر نبوده، بلکه ...
بهم گفت بیا یه کم قدم بزنیم. این حرفش خیلی به نظرم رمانتیک بود.
بعداً فهمیدم شاش داشته و میخواسته به سمت توالت عمومی حرکت کنیم.
ازش پرسیدم دانشگاه میری؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از این شوخ طبعیش خیلی خوشم اومده بود.
بعداً فهمیدم که اصلاً هم شوخ طبع نیست و منظورش مدرسه افراد استثنایی توی دانشگاه شهید بهشتی بوده!
بهش گفتم داره دیرم میشه. گفت اگه میشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبایلش. ولی هیچوقت زنگ نزد!
بعداً فهمیدم کادوی تولد 30 سالگیش یه مبایل اسباب بازی بوده که همه جا با خودش میبردتش!

نکات مهم:
۱) چقدر چیز میشه بعداْ فهمید!!
۲) آدم منگل هم دل داره!!

ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
    مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
    هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
    عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
    چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
    اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!
    گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه  بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
     کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!
    پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
    اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
    انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
    ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند!  عاشق عبارت آ« خسته نباشیدآ» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!


مامان

- بعله ؟
- من شیر می خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من جیش دارم
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من سوپ خرچنگ می خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من ازون لباس خلبانیا می خوام
- باشه
- مامان
- بعله؟
- من بوس می خوام
- قربونت بشم
- مامان
- جونم ؟
- من شوكولات آناناسی می خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من دوست می خوام
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من یه خط موبایل می خوام با گوشی سونی
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من یه مهمونی باحال می خوام
- باشه عزیزم
- مامان
- بعله ؟
- من زن می خوام
- باشه عزیز دلم
- مامان
- بعله ؟
- من دیگه زن نمی خوام
- اوا ... باشه
- مامان
- .. بعله
- من كوفته تبریزی می خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من بغل می خوام
- بیا عزیزم
- مامان
- بعله ؟
- مامان
- بعله
- مامان
- ... جونم ؟
- مامان حالت خوبه
- آره
- مامان ؟
- چی می خوای عزیزم
- تو رو می خوام .. خیلی
- ...


***

- بابا

- هان؟
- من شیر می خوام
- لا اله الا الله
- بابا
- چته ؟
- من ازون ماشین كوكی های قرمز می خوام
- آروم بگیر بچه
- بابا
- اههههه
- من پول می خوام
- چی ؟؟؟؟ !!!
- بابا
- اوهوم ؟
- منو می بری پارك ؟
- من ماشینمو نمی برم تو پارك تو رو ببرم ؟
- بابا
- هان ؟
- من زن می خوام
- ای بچه پررو .. دهنت بو شیر می ده هنوز
- بابا
- ....
- من جیش دارم
- پوففف
- بابا
- درد
- من زن نمی خوام
- به درك
- بابا
- زهرمار
- من یه اتاق شخصی می خوام
- بشین بچه
- بابا
- مرض
- منو دوس داری
- ها ؟
- بابا
- ...
- بابا
- خررر پفففف
- بابا
- خفه
- بابا
- دیگه چته ؟
- من مامانمو می خوام

- از اول همینو بگو ... جونت در بیاد   

به خانه رفتم وقلم در دست گرفتم تا انشای خود را بیاغازم... اما هر کاری کردم انشایم
 نیامد...! به همین دلیل تصمیم گرفتم که از بزرگتر ها درباره ی کارمند سوال کنم...
پیش بابایی رفتم و از او پرسیدم کارمند یعنی چه؟ بابا در حالی که مثل همیشه داشت با
 ماشین حسابش ور می رفت ، گفت : کارمند ؛ یعنی من .... یعنی فشار مالی...   
 در آمد کم ... بد بختی ... بیچارگی ...
کم کم حس کردم صدای پدر در حال بالا رفتن است ... به خودم که آمدم و دیدم پدر،
قندان را به زمین کوبیده و در آستانه ی پرتاب آیینه شمعدان جهیزیه مامان به سمت من
است، در حالی که داد می زد : برو بچه...چی می خوای ...ولم کن، بذار به
بد بختی خودم بمیرم ... من هم سریعا از محل متواری شدم .
پیش مامانی رفتم و از او در باره ی کارمند پرسیدم ، مامانی اشک در چشمانش حلقه
زد و گفت : کارمند یعنی بابات که هیچی از پولش رو به ما نمی ده و همش رو خرج
خودش می کنه .
سپس بغض مامانی ترکید و گفت : بابات هم کارمنده ، شوهر شمسی خانم هم کارمنده
اون برای خانمش چی می خره .....بابات برای من چی می خره ؟
در همین لحظه صدای بابا بلند شد که : خانم باید ته حقوقم چیزی بمونه که خرج شما
بکنم.......
مادر گفت : برو خودتو سیاه کن ..... ما ختم این دو دره بازیهاییم....
بابا گفت : چرا چرت و پرت می گی.... زنیکه ...( اینجا بابا فحش بد داد ، ما
گوشهایمان را گرفتیم و نشنیدیم!) من از کجا بیارم خرج شما بکنم...ندارم....
مامان گفت : پس حتما زن دیگه ای داری که پولات به ما نمی رسه دیگه ...
 این را گفت و به سمت اتاق رفت و پس از چند دقیقه با یک چمدان بازگشت و دست
ما را گرفت و با هم به خانه ی بابابزرگمان رفتیم ....
این بود انشای من .....زنده باد معلم و بابای کارمند من ........

به نظر شما آدم بهتره تو چه محیطی دنبال همسر آیندش باشه ؟خوب من چند تا از این محیط ها رو براتون نوشتم.شاید یکم عبرت بگیرید چون هر کسی ارزش به زحمت افتادن رو نداره :

جواب اول :بین دوست و آشنای خانوادگی .
مشکل احتمالی : حرف همون دوست و آشنا که این پسره هیزه و چشش دنبال دخترای فامیله

جواب دوم: تو محل خودتون.
مشکل تقریبا حتمی : رد شدن آمار توسط دخترای فضول محل به خواهرکوچیکت و عواقب اون...!

جواب سوم: تو یه محله دیگه.
مشکل احتمالی : دیدن نوازش مختصر ازطرف بر و بچز غیرتی محل

جواب چهارم: تو خیابون
مشکل حتمی:برخوردن به یه آقا پلیس مهربون

جواب پنجم:تو دانشگاه
مشکل احتمالی: روبرو شدن با قیافه نازنازی مسئول حراست

جواب ششم:تو چت روم
مشکل احتمالی :خوب اینجا دیگه کسی نمیتونه بهت گیر بده و تو هم خوشتیپ کردی داری میری سر قرارت با دافی که دیشب مخشو تو روم زدی ولی سر قرار که میرسی میبینی بجای دختری که فکر میکردی یه سبیل داره برات دست تکون میده !

یه شب خانم خونه به خونه بر نمیگرده و تا صبح پیداش نمیشه!
صبح بر میگرده خونه و به شوهرش میگه كه دیشب مجبور شده خونه یكی از دوستهای صمیمیش (مونث) بمونه...
شوهر بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای زنش زنگ میزنه ولی هیچكدومشون حرف خانم خونه رو تایید نمیكنن!
یه شب آقای خونه تا صبح برنمیگرده خونه. صبح وقتی میاد به زنش میگه كه دیشب مجبور شده خونه یكی از دوستهای صمیمیش (مذكر) بمونه...
خانم خونه بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای شوهرش زنگ میزنه : ۱۵ تاشون تایید میكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ۵ تای دیگه حتی میگن كه آقا هنوزم خونه اونا پیش اوناست !!!
نتیجه : یادتون باشه كه مردها دوستهای بهتری هستند !

دوشنبه 10 اسفند 1388

ویروس عشق

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: سرگرمی و طنز ، تازه ها، 

چیزی که توی مملکت اصیل و با فرهنگ ما زیاده، چیزی نیست جز عشق و عاشقی.
هرکسی با یه نگاه، یا صدا عاشق می‌شه و یا بلعکس متنفر می‌شه!
اصولا گیرنده‌های رمانتیک قلب ما ایرونیا خیلی آنتن دهیش قویه و اتومات و فوری جواب می‌ده.
اونچیزی که اینروزا ما اسمشو گذاشتیم عشق چیزی جز یه ویروس نیست.
ویروسی که از طریق چشم ها، آهنگ صدا، نوشته ها و تصاویر، اصطکاکات و... منتقل میشه و فوق‌العاده خطرناکه....
وقتی این ویروس خوشگله وارد تن آدم میشه یه سری اتفاقاتی به شرح زیر صورت می‌گیره:
1- بالا رفتن دمای بدن (یه چیزی تو مایه‌های تب)
2- افزایش ضربان قلب و اضطراب و هیجان.
3- کم اشتهایی و یا بلعکس.
4- بی تفاوتی نسبت به همه چیز غیر از عامل انتقال دهنده ویروس.
5- بی‌خوابی و آبریزش از چشم و گاهی بینی و بعضی موارد از دهان.
6- سردرد، گلو درد، دل درد، درد مواضع ماهیچه‌ای گردن و ستون فقرات و کمر و اجزای وابسته.
7- فلج موضعی مغز و عدم قدرت تصمیم‌گیری عقلانی.
8- تمایل شدید به شماره‌گیری تلفنی.
9- تزلزل شخصیتی و افت قدرت اعتماد به نفس و تمایل به مرگ.
10- تمایل به خندیدن یا گریه شدید.
11- افزایش شدید میل خودکشی.
12- ضعف شدید و کلی دستگاه عمومی بدن.
13- تمایل شدید به خواندن شعر، شنیدن ترانه و دراز کشیدن روی تخت.
14- فوران آه‌های متمادی از ته دل.
15- گیجی، منگی، قاط زدن و میل زیاد به پیاده روی.
16- اعتیاد به سیگار، تریاک، هرویین، مرفین، کوکایین، کافئین، وازلین، استالین و ...ـئین.
17- فعالیت فوق‌العاده سلول‌های تصویر سازی و تخیل مغز.
18- قاطی کردن شب و روز و ماه و سال و پارکینسون موضعی مخ.
19- نیاز شدید به محبت و آب یخ و چای و آب قند.
20- توجه بیشتر به آیینه و وسواس شدید صورتی.
21- تمایل بی‌اندازه به تکیه کردن به یک شخص یا پشتی محکم.
22- خواب روزانه و تغییر هویت شخصی از آدم به جغد و گاهی شغال.
23- مبتلا شدن به بیماریهایی از قبیل مازوخیسم، قانقاریا، کم‌حرفیسم، ورمیسم چشمی، کوتاهی قد و وبا!
24- افسردگی و ... مرگ.
همونطور که مشاهده كردید، این ویروس شهرام پهرام حالیش نیست. بی‌رحم و نامرده و توی تن هرکی بیفته فیتیله پیچش میکنه.

دوشنبه 10 اسفند 1388

شناخت پچه مثبت!!!؟

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: سرگرمی و طنز ، تازه ها، 

بچه مثبت قد متوسطی دارد با چشم های قهوه ای ( در مواردی چشم روشن هم دیدیه شده است )
بچه مثبت فرق باز نمی کند ، ژل نمی زند ، هیچ وقت مدل تیفوسی و تن تنی و ... را روی کله اش امتحان نکرده است . موهایش را به یک طرف سرش شانه می کند و می خواباند .
بچه مثبت اگر کوسه نباشد ریش دارد ، اگر اهل ریش زدن باشد عمرآ ریش تنها یا خط ریش باریک یا پازلقی بلند را امتحان نکرده است .
بچه مثبت پیراهن پارچه ای ساده می پوشد ، گاهی چهارخانه و راه راه ، گاهی وقتها که غلظت آلاینده خلافش بالا بزند آستین کوتاه هم می پوشد .
در بیشتر موارد شلوار پارچه ای راسته می پوشد ، گاهی کتان و در موارد بسیار معدودی شلوار جین . او تا حالا شلوار هفت هشت جیب نپوشیده .
کفش های بچه مثبت از همین کفش های چرمی مردانه است ، گاهی هم کفش ورزشی می پوشد ، اما نه در رنگ های اجق وجق .
کمربند می بندد و ساعت بند چرمی .
بچه مثبت کتاب می خواند . هفته ای یکی دوتا هم نشریه می خرد . گاهی وقتها شعر می گوید یا داستان می نویسد
بچه مثبت خلاف نیست . پایش را از محله بیرون نمی گذارد . پاتوقش نه زیر چراغ برق است ، نه سالن بدن سازی ، نه کافی نت . خیلی که دست از پا خطا کند می رود کتابخانه یا ویدئو کلوپ .
کسی به بچه مثبت سیگار تعارف نمی کند ، پیشنهادهای این چنینی را هم رد می کند . علی الاصول اهل خلاف ملاف نیست .
بچه مثبت گاهی عاشق می شود . عاشق دختر دایی یا دختر خاله اش . از همان اول هم به ازدواج فکر می کند . بلد نیست نامه عاشقانه بنویسد ، بنابراین از شعر زیاد استفاده می کند .
معدل بچه مثبت الف است . جزوه هایش مرتب و همیشه توی کلاس ردیف اول می نشیند . بچه مثبت فکر می کند دودره یعنی اتاقی که دو تا در داشته باشد...

دوشنبه 10 اسفند 1388

شرایط ازدواج در شهر های مختلف

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: تازه ها، سرگرمی و طنز ، 


1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:
*داشتن باشگاه بدنسازی
*داشتن حداقل یك مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران
*داشتن عكس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی
*بازگرداندن كمك های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!
*نكته:در صورتی كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)
----------------------------------------------------------
2-شهر تبریز از استان آذربایجان شرقی.شرایط عبارتند از:
*تلفظ حرف ق
*ادای كلمات قلقلك و قوز بالای قوز بدون كوچكترین اشتباه!
*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف
*بلد بودن جك های متعدد درباره بچه های تهران
*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كامیون حامل جك های صادراتی تبریز به استان های همجوار.
---------------------------------------------------------
3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:
*توانایی قورت دادن سه كیلو تریاك
*توانایی عبور 20 كیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی
*داشتن مزرعه خشخاش
*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاكستانی
*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!
----------------------------------------------------------
4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:
*داشتن رو حیه مهمان نوازی!
*داشتن روحیه مهمان نوازی!
*داشتن روحیه مهمان نوازی!
*.......
----------------------------------------------------------
5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:
*نداشتن چشم طمع به برادر همسر!
*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!
*[...] و [...]
----------------------------------------------------------
6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:
*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
*دست و دلباز بودن
*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یكبار برگزاری مهمانی فامیلی
*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!
*راستگویی و صداقت!!!
----------------------------------------------------------
7-شهر های سنندج و كرمانشاه از استان های كردستان و كرمانشاه.شرایط عبارتند از:
*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت
*نداشتن سیبیل
*تعهد به خاك ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!
*نداشتن سابقه دعوا و قلدری
*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!
----------------------------------------------------------
8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:
*كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عینك آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!
*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید
*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راكی-رامبو-جكی چان-بروسلی و بیل كلینتون
*نداشتن هیچ گونه ادعای مالكیت نسبت به برج ایفل "برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!
*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)
----------------------------------------------------------
9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:
*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.
*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساكن مناطق خوش آب وهوا
*نداشتن روحیه آب زیر كاه و رندی
*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید
---------------------------------------------------------
10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:
*داشتن تنها دو دوست دختر
*آشنا نبودن با معنی و مفهوم كلمات دودره-تلكه-تیغیدن و ....
*داشتن روحیه جوانمردی
*مرد بودن!

دوشنبه 10 اسفند 1388

قوانین عجیب و خنده دار جهان

نویسنده: مرصاد بندار   طبقه بندی: تازه ها، سرگرمی و طنز ، 




1. جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.

2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.

۳. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.

5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.

6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.

7. در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.

8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک كردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.

9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن از خانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.

10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.

11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.

12. در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلی سریال ممنوع بود.

13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.

14. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.

15. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.

16. صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام می شد.

17. در طول جنگ جهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد، اعدام می شد.

18. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.

19. در 24 ایالت آمریکا صغف حنسی عامل اصلی طلاق است.

20. در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.

طبقه بندی

نظرسنجی

    کدام مطالب را بیشتر می پسندید؟









آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

خدمات












Powered by WebGozar

لوگو های دوستان به مناسبت 3 ساله شدن وبگرد تنها :