یک لحظه بیا بشین باهات کار دارم !
آزمون اخذ گواهینامه تخصصی ازدواج!
آزمون اخذ گواهینامه تخصصی ازدواج!
مدل حجاب ایرانی برای یاهو مسنجر

sms اس مس ای جدید
یه ضرب المثل با حال دریایی میگه: رسیدی خونه بزن تو گوش زنت!!! تو نمیدونی واسه چی زدی...اما اون میدونه چرا خورده 
******************
می دونی ادما بین الف تا ی قرار دارند . بعضی ها مثل "ب" برات می میرند،مثل "د" دوستت دارند، مثل "ع" عاشقت می شوند، مثل "م" منتظر می مونند، تا یک روز مثل "ی" یارت بشن
******************
سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چیز شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد.
******************
تو مراسم ختم یه بنده خدایی می گن : مرحوم وصیت کرده ، سیاه نپوشین . یکی داد میزنه : مرحوم گه خورده ، ما به احترامش می پوشیم
******************
یارو می ره امتحان گواهی نامه بده چند بار رد میشه بعد تو راه پلیس جلوش رو می گیره می گه گواهی نامه یارو می گه دادین كه می خواین؟
******************
اگه عشق نباشه مولکولهای اکسیژن و هیدرژن نمیتونن اینقدر محکم همدیگر رو فشار بدن که اشک جفتشون در بیاد!!
******************
اگه با دیدن من غم تو دلت جون میگیره میمیرم كه تا ابد قلب تو آروم بگیره
******************
زندگی مثل یه پل قدیمیه! به این فکر نکن که اگه تنها ازش بگذری دیرتر خراب میشه به این فکر کن که اگه افتادی یکی باشه که دستتو بگیره
******************
همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره
******************
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار اویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
******************
زدوستان دو رنگم عجیب دل تنگ است..... فدای همت آن دشمنی كه یكرنگ است
******************
عشق یه سمه شیرینه ... بدون نسخه ی کسی که دوسش داری مصرفش نکن . از از دسترس بچه ها دور نگهش دار...و در محل تاریک ازش مواظبت کن
******************
یارو میره عروسی می بینه رو سر عروس پنج هزاری و تراول می ریزن ، واسه این كه كم نیاره عابر بانكشو در میاره می كشه وسط سینه ی عروس
******************
وقتی قلبت شکست خورده هاشو یه گوشه نگه دار درسته که هیچ وقت مثل اولش نمی شه اما شاید بتونی تکه های گم شده ی یه قلب دیگه باشی . . .
******************
آنقدر اسم تو را زمزمه کردم که لبم سوخت اما نام تو را توبه نکردم جگرم سوخت
وقتی که رفتی هم روحم سوخت هم جیگرم . با رفتنت دوگانه سوزم کردی
******************
پیچ جاده ، آخر راه نیست مگر اینکه تو نپیچی!
******************
بهترین نوع پاسخ به هر سوال? پاسخی است که مثل مینی ژوپ باشد!!! آنقدر بلند که همه مطلب را بپوشاند! و آنقدر کوتاه که جذابیت موضوع حفظ شود
******************
اگر مثل گاو گنده باشی،میدوشنت، اگر مثل خر قوی باشی،بارت می كنند، اگر مثل اسب دونده باشی،سوارت می شوند.... فقط از فهمیدن تو می ترسند
******************
خدا جون وقتی منو نقاشی می کردی زیبا نقاشی کردی ؛ ممنون سالم نقاشیم کردی ؛ ممنون ولی آخه چرا خدا جون تنها نقاشیم کردی؟
******************
با غیرت به زنش میگه: خانم جان دوست داشتی مرد بودی؟ زنه میگه: نه، دوست داشتم تومرد بودی
******************
یارو نذر كرده بود كه هزارتا صلوات بفرسه میره دم ورزشگاه آزادی می گه جمیعن صلوات
******************
یارو رو آدمخورا میگیرندش، رئیس شون میگه: این رو پوستش رو بکنید تا ازش قایق درست کنیم.یارو چاقو را بر میداره و چند بار فرو میکنه توی شکمش. ازش میپرسن چرا همچین کردی؟ میگه: قایقتون رو سوراخ کردم!!!
******************
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است بنویسید كه یك مرغ مهاجر بوده است . بنویسید زمین كوچه ی سرگردانیست او در این معبر پرحادثه عابر بوده است صفت شاعر اگر همدلی و همدردیست در رثایم بنویسد كه شاعر بوده است بنویسید اگر شعری ازاومانده بجای مردی از طایفه ی شعر معاصر بوده است . مدح گویی و ثنا خوانی اگر دین داریست بنویسید در این مرحله كافر بوده است . غزل حجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسیدمهاجر بوده است
******************
کنار آشنایی تو آشیانه می کنم فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند برای چه زنده ای؟ ومن برای زندگی تو را بهانه می کنم
******************
آدما فکر می کنن شاعرا خیلی غم دارن کاشکی فقط این بود اونا خیلی کسا رو کم دارن عاشق کسی میشن که عاشقاش فراوونه بین انتخاب عشقش عمریه که حیرونه
******************
به اندازه قلیون دوست دارم اگه گفتی چرا؟ ق?>برای قشنگیت ل?>برای لبخندت ی?>برای یكی بودنت و?>برای وفایت ن?>برای نگاهت
******************
می دونی چرا زنها بیشتر از مردها عمر می کنند؟ . . . چون زن ندارن!
******************
سوال کنکور 87 آرامگاه سعدی کجاست !؟ 1- خونشون!؟ 2- خونمون !؟ 3- تو حیاط !؟ 4- اتاق تمساح ها
******************
نظامی ترین جمله عاشقانه: توی اردو گاه قلبتء منم یه اسیر جنگیء تو منو شکنجه میدیءتوی این قلعه ی سنگی
جوک ابادانی
دو تا آبادانی به هم می رسن. اولی می گه: جات خالی دیروز رفتم شکار هفت تا خرگوش چهار تا آهو سه تا شیر شکار کردمدومی میگه: همش همین؟
اولی می گه: بابا، آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می شه؟
دومی میگه : تازه تفنگم داشتی؟ !
----------------------------------------------------------------------------------------------------
یک روز دو تا آبادانی واسه هم خالی می بستند . اولی میگه : ما یه کوه کنار خونه مون داریم که هر وقت می گیم حمید . دو سه بار میگه حمید…. حمید…. حمید….دومی میگه : این که چیزی نیست . ما یه کوه داریم کنار خونه مون که هر وقت می گیم حمید . میگه : کدوم حمید؟
----------------------------------------------------------------------------------------------------
روزی عقابی خسته داشت پرواز میکرد که ناگهان گنجشک آبادانی میره طرفش میگه کاا وسعت پر و حال میکنی عقابه میگه بروحوصلت و ندارم گنجشکه بازم پیله میکنه میگه کا وسعت بال رو حال میکنی عقابه بازم میگه بروحوصلت و ندارم وگرنه میام یه کاری میکنم پرات بریزه گنجشکه میگه مردی بیا عقابه میره طرف گنجشکه میزنه پراشو میریزه گنجشکه در حال افتادان میگه کا هیکل و حال میکنی؟؟ !
----------------------------------------------------------------------------------------------------
یه تهرانیه میاد خالی ببنده روی آبادانیه رو کم کنه میگه
سگای ما هر وقت بخوان بیان تو خونه اول در میزنن بد میان داخل!
آبادانیه میگه: ولک مگه سگاتون کلید ندارن؟!؟ !
----------------------------------------------------------------------------------------------------
آبادانیه یه پنجاه تومانی تقلبی چاپ می كنه لو میره میگیرنش ...
آبادانیه میگه از کجا فهمیدین کار منه؟
میگن: آخه کنار در دانشگاه تهران سمبوسه فروشی کجا بوده؟!؟!؟
----------------------------------------------------------------------------------------------------
یه تهرانیه و آبادانیه رو داشتن اعدام میگردن تهرانیه مثل بید میلرزید ... آبادانیه با خونسردی تمام نگاهی کرد به تهرانیه و گفت: کا مگه بار اولته!!؟
کلاسهای آمادگی آقایان جهت رسیدن به سطح هوشی یک خانم (طنز)
هدفهای آموزشی: کلاسهای آمادگی دایم برای مردان تا عضوی از بدنشان به نام مغز را فعال کنند، عضوی که آنان منکر وجود آن هستند.
برنامه: 4 واحد اجباری
واحد 1 : کلاسهای اجباری
1. بیاموزیم چگونه بدون مادرمان زندگی کنیم.(2000 ساعت)
2. زن من مادر من نیست.( 350 ساعت)
3. تمام درآمدم را به زنم می دهم.(550 ساعت)
4. می فهمم که فوتبال ورزش نیست و رونالدو یک ابله است.(500 ساعت)
5. زن من پرستار من نیست.
6. زن من کلفَت من نیست.
واحد 2 : زندگی مشترک
1. بچه دار شدن بدون احساس حسادت.(50 ساعت)
2. من دیگر به دوره های دوستانه ی زنم دوره ی احمقها نمی گویم.( 500 ساعت)
3. ترک اعتیاد به بازی کردن با کنترل از راه دور تلویزیون.( 550 ساعت)
4. من دیگر سر پا ادرار نمی کنم. من پیشرفت کردم و تکبر را کنار گذاشتم....( تمرین عملی همراه با نوار وی دیو 100 ساعت)
5. من دیگر دوش استخر را با دوش حمام اشتباه نمی گیرم.
6. چگونگی انتقال لباسهای کثیف به سبدشان بدون پخش و پلا کردن آنها.
( 500 ساعت)
7. چگونگی بهبود یافتن از سرماخوردگی بدون از دست دادن امید به زندگی.
( 200 ساعت)
8. چگونگی به تنهایی لباس پوشیدن،به تنهایی لباس انتخاب کردن و دانستن محل کمد لباسها.
واحد 3 : تفریح و سرگرمی
1. اتو کشی در دو مرحله:
الف) یک پیراهن در کمتر از 2 ساعت
ب ) تکرار با دیگر لباسها ( تمرین عملی)
2. تمیز کردن خانه... فعالیتی مطلوب و دلپذیر.
3. فراموش نکردن بیرون بردن زباله ها.
4. به خاطر سپردن معنای جاروبرقی: وسیله ای برای تمیز کردن خانه که گرد و خاک و آشغالها را جمع می کند.( برای استفاده ی بهتر به بخش 1 واحد 4 توجه کنید.)
5. چگونگی استفاده از دستمال گردگیری.
6. جمع کردن خرابکار یها بعد از انجام تعمیرات در خانه.
7. بیاموزیم معادل زنانه ی + نشستن جلوی تلویزیون ; ، + ایستادن کنار اجاق گاز; نیست.
واحد 4 : کلاس آشپزی
سطح 1 (مقدماتی): وسایل خانه:
ON : روشن کردن دستگاه
OFF: خاموش کردن دستگاه
سطح 2 ( پیشرفته): درست کردن اولین سوپ آماده بدون سوزاندن آن.
( تمرین عملی: قبل از اضافه کردن مواد، آب را بجوشانید.)
سطح 3 ( تخصصی): درست کردن چای بدون فراموش کردن آب و چای، و دم کردن آن داخل قوری و نه کتری.
سطح 4 ( عالی): تعارف کردن چای بدون این که نصف آن در نلبکی بریزد.
ای استاد !!!
شعری که دانشجو پس از پایان ترم برای استاد می خواند...
ای استاد
عاجز و سرگردانم
نه آنچه می خوانم فهمم
و نه آنچه خوانده ام فهمیده ام
ای استاد
تو به امتحان خویشی
و ما بر نمره خویش
تو استادی و ما درویش
پس خرده نگیر از ما بر نمره خویش
ای استاد
اگر در امتحانت نمره پایین است
اگر در امتحانت تقلب افزون است
اگر در امتحانت سوال موجود است
حواست به کجاست ؟
سوالای امتحانت سنگین است
ای استاد
اگر جزوه است وقت نیست و اگر وقت است جزوه نیست
اگر همکلاسی پسر است ، دوست نیست که جزوه دهد
و اگر دشمن نیست همکلاسی ، دختر است که جزوه نمیدهد
ای استاد
حال که نه جزوه است و نه وقت
چطور خواهی از ما حضور در امتحان ، درست سر وقت
پس باید تقلب کنم در امتحان ، تا نشوم سر جلسه امتحان بدبخت!
آسایش دو گیتی یا دستور العمل های ایرانی برای زندگی بهتر !!!
سعی کنید روزها استراحت کنید تا شبها راحت بخوابید! · در نزدیکی تخت خوابتان صندلی بگذارید تا اگر از خواب بیدار شدید روی آن نشته و استراحت کنید! · ایستادن به رفتن، نشستن به ایستادن و خوابیدن به نشستن اولویت دارد! · جایی که میتوانید بنشینید چرا میایستید؟ · کار امروز را به فردا موکول کنید و کار فردا را به پس فردا! · اگر حس کار کردن به شما دست داد کمی صبر کنید تا این حس از شما بگذرد! · از همه دیرتر سر سفره رفته و زودتر بلند شوید تا زحمت چیدن و جمع کردن سفره به شما تحمیل نشود! · برای کار همیشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشوید! · در میهمانیها حتماً با خود بالش ببرید شاید فرصتی برای استراحت بدست
فـرهنــگ لغــات دانشجــویی !!!
: (the jozveh) جـــزوه
۱- وسیله ای که زیــر کتـری و فـرش، پشـت شیشـه هـای شکسـته و دیگـر گوشــه و کنـارهـای اتـاق دانشجو جماعت خصوصـاً سال بالایی ها به وفــور مشاهـده می شود. 2- کلکســیـونی از چنـد ورق 4A به هــم ور شـده! 2- رفرنــس اســاتیـد تـازه کار! 3- گاهـی ایـن وسیــله میــان دانشجویـان مـؤنث و مذکـر مورد تـبــادل قـرار گرفتـه و مـوجب تـشکیـل پـروســه ای پـوچ به نام «عشـق» می شود. 4- بعـد از امتـحان از ابــزار مهـم شیشه پاک کــن ها و سبــزی فـروشان به شمـار می رود! 5- ابـزاری ضــروری جهــت ترسیـم کاریکاتــور اساتیـد در پـاورقی و حاشیه برای سـر نرفتــن حوصلـه در کلاس! 6- هسـتـه ی اصـلی بازیـافت کاغـذ در ایــران!
عمـه خانــم (the amme khanom): ۱- نگهــبـان مسـن خوابگاه خواهــران که همه بـه وی ارادت عجیـبی دارند! 2- دانشجوی دختــر و مجـرد سال هفتــم پزشـکی!! 3- عضـوی از هیئـت علمی دانـشگاه که خیـال بازنـشستگـی ندارد و هنـوز امور تحقیــقاتی انجـام می دهـد!
سالن مطالعــه (the salone motalee): ۱- اتـاقـکی در دانشکده که برای انجـام امـور مختلفی از جمله بلوتوث بـازی، میز گردهای تفننّـی، گفـت و شنــود درد دل هــای دوستـانه و از ایــن قبیــل پـروسیجـرها مـورد استفـاده ی دانشجویان قـرار می گیــرد. 2- مکانی که در عهـــد ایــران باستان، گاهاً مشاهده می شد که در آن اشخاصی به اعمــال ننگ آوری همچـون «درس خوانـدن» نیـز مشغولنــد! 3- مکـانی که معمـولاً نیـم ساعت قبل از شروع امتحـان در آن جای سوزن انـداختن نیـست!
آبگرمــکن (the abgarmkon): ۱- وسیله ای کـه به منـظور حرارت بخـشی به آب بــه کـار می رود. 2- دستـگـاهی مثل آبسـرد کـن دانشــگاه! 3- یـکی از اجـزای موجـود در کــولر دانشـگاه!
آبســرد کـن (the absardkon): 1- وسیلــه ای بــرای سـرد کردن مطلوب آب که اغـلب در تابستــان مورد استفاده قرار می گیرد. 2- دستگاهی شبـیـه به آبگرمـکن خوابگاه دانشجویی!
تلفــن همــراه ( the telephone hamrah): ۱- متــاعی برای «کلاس گذاری» در مقــابل دوستــان و آشنایـان. (هرچـند، به ایـن خـاطر کــه امـروزه هر ننه قمــری این متـاع را دارد، این کاربرد کاهش یافته است!!) 2- نوعـی دیکشــنـری و دایــرة المعــارف جیـبی. 3- دستگـاهی بـرای تـک زنـگ زدن بــرای این و آن بـا اهـداف مختـلف! 4- از ابــزار تـقــلب دانشـجویـان حـرفه ای! 4- محـلی بـرای نصـب سیـم کارت ایـرانســل!
پـیامــک ( the payamak): نوعی پیغــام، که دانشجــو از طریق سیستم تلفن همــراه با این متــن که «فـردا صبح کلاس نــداریم» می فرستد و دو روز بعــد، نصف و نیـمه به دست مخاطب بیــچاره می رسد!
کمیتــه ا ن ض ب ا ط ی ( the komite enzebati): ۱- عادلانـه تـرین دادگــاه موجـود در دانشـگاه منتـها بدون حضــور وکیــل مدافـع دانشجـو. 2- محلی که اگـر کسی برود، (البتــه به زعـم مسـئولیـن) دیگر مـوفــق به کار یـابی در آبــدارخـانه های دارقـوز آباد هم نخــواهد شد! 3- محلی که موظفــیم از آن وحـشت داشــته باشـیم چه خـاطی بـاشیم و چه نبـاشیـم. 4- محلی که نـویســنده ی ایـن مطلب به جرمی که بـر خودش نیـز پـوشیـده اسـت به زودی قرار است به آنجا بــرود!
دختــر فراری ( the farari dokhtar): ۱- دانـشجـویی که بنـا بـر پـاره ای از مشکلات اجتمـاعی فرار را بر قرار در خـوابگـاه دانشجویی ترجیـح می دهـد! 2- دانشجـوی دختری که در بــه در دنبال گرفـتن انتـقـالی در دانشگاه دیگری است!
فرجـــه (the forgeh): ۱- به یک هفته (حداقل!) قبل از شروع امتحــانـات تـرم گفته می شود که گاهیمسـئولین دانشگاه را تعطیل می کنند و گاهی نیـز خـود دانشجـویان به بهانــه ی درس خواندن. (به طور کلی تاکنــون رؤیت نشده است که دانشجو جماعت در این زمان به دانشگاه بیایند!) 2- فرصـتی منـاسب بـرای بـازگشـت خوابگاهی ها به شهر و دیـار خـود! 3- زمـانی بـرای شروع یلّلـی تلّلــی های دانشجویــان بـومــی!




