تبلیغات
وبگرد تنها
وبگرد تنها
صفحه اصلی آرشیو مطالب ارتباط با مدیریت نسخه اتوم نسخه موبایل RSS
» لطفا جواب بدین !!!! ( دوشنبه 10 بهمن 1390 )
» بیچاره دخترا ( دوشنبه 10 بهمن 1390 )
» عروسی رفتن دخترها!!!!! ( دوشنبه 10 بهمن 1390 )
» مزیت مرد بودن! (طنز) ( دوشنبه 10 بهمن 1390 )
» دخترا مثل... ( دوشنبه 10 بهمن 1390 )
» دنیا بدون خانمها ( دوشنبه 10 بهمن 1390 )
» زنان عجیب ترین موجودات روی زمین ( دوشنبه 10 بهمن 1390 )
» راننده زن را چطور بشناسیم !! ( دوشنبه 10 بهمن 1390 )
» روشهای شکار شوهر توسط دخترها! ( دوشنبه 10 بهمن 1390 )
» جغرافیای خانم ها ( دوشنبه 10 بهمن 1390 )
» دختر ها چه شوهری می خوان!!! ( دوشنبه 10 بهمن 1390 )
» کنسرت بزرگ محسن یگانه در بندرعباس ( چهارشنبه 2 آذر 1390 )
» سایت جدید بنام وبگردها ( چهارشنبه 18 آبان 1390 )
» المپیک پسرا ( دوشنبه 11 مهر 1390 )
» ههههههههه (ضد پسرا ) ( دوشنبه 11 مهر 1390 )
موضوعات
» تبلیغات (10)
» اخبار / اطلاعیه (234)
» نوشته های بچه های بندر "جدید" (85)
» تازه ها (314)
» سوژه کردن پسرا و دخترا و زن و شوهرا ( جدید ) (186)
» داستانک های ( زیبا ) (146)
» سرگرمی و طنز (207)
» اس ام اس و جک (99)
» بیوگرافی هنرمندان (21)
» فال و طالع بینی (12)
» طراحی کارت ویزیت بیاتو بندرعباس "جدید" (11)
» بنر ، لوگو ، کارت ویزیت بیا تو بندر (جدید) (2)
» در مورد هرمز گان (30)
» گالری عکس (215)
» مذهبی (9)
» خودرو (20)
» ورزشی (26)
» رادیو وتلویزون (21)
» فتوشاپ و گرافیک (21)
» ایا می دانید که... (52)
» عمومی (103)
» اقتصادی (9)
» سیاسی (8)
» دانستنی ها (42)
» درمورد زنان و متعهلان (30)
» پزشک و سلامت (36)
» اموزش های کاربردی (15)
» ** بخش ترفند ها ** (2)
» ترفند ویندوز (24)
» ترفند اینترنت (39)
» ترفند هک و بوت (20)
» ترفند رجیستری (14)
» ترفند برنامه (10)
» ترفند یاهو (21)
» ترفند موبایل (22)
» یخش دانلود و نرم افزار (0)
» آیکون (4)
» فونت (9)
» ابزار هک و بوت (35)
» ابزار عکس (16)
» ابزار ویندوز (20)
» ابزار اینترنت (31)
» ابزار صوتی (7)
» ابزار موبایل (25)
» ابزار طراحی (20)
» ابزار فارسی (9)
» ابزار کاربردی (26)
» ابزار مولتی مدیا (12)
» ابزار دانلود و آپلود (13)
» ابزار آنتی ویروس (20)
» ابزار مودم و تلفن (2)
» ** بخش کاربردی ها ** (0)
» مقالات (36)
» سخت افزار (12)
» معرفی سایت (20)
» دعوتنامه پرشین و پارسا (2)
» مطالب درخواستی (17)
» Ebook & PDF & SWF (4)
» کدهای جاوا اسکریپت (17)
» ** بخش سرگرمی و تفریح ** (0)
» فیلـم (25)
» حرف دل... (59)
» اهنگ ایرانی (78)
» اهنگ خارجی (33)
» موزیک تصویری (12)
» بازی رایانه ای (32)
» ** بخش موبایل ** (3)
» رینگتـون (12)
» کلیپ موبایل (21)
» بازیهای موبایل (14)
» گوشیهای موبایل (11)
» عکس و تم موبایل (24)
» ** بخش دیگر موضوعات ** (0)
» اشپزی و هنر خانه داری (32)
» متن اهنگ ها (3)
» مدل مو (7)
» مدل لباس (11)
» لوازم ارایشی (17)
» کامران هومن (17)
» قالب وبلاگ (14)
» ماهواره (27)
» فیلتر شکن (14)
آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
تبلیغات
ADS
ADS
ADS
دسته بندی : نوشته های بچه های بندر "جدید" ,

مزیت مرد بودن! (طنز)


ارسالی از:س.م.ع

۱-اسم هر جك و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرك و موارد دیگر كه اینجا جاش نیست!

۲-در عروسی میتونید لباسی رو كه بارها به تن كردید رو دوباره بپوشید!

۳-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نكنید و بعد بگید مد روزه!

۴-از ترس اینكه كسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیكنید!

۵-مطمئنا استهلاك فك شما به مراتب كمتر است!

۶- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیكنه!

۷-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید!

۸-هفته ای دو بار شكست عشقی نمیخورید!

۹-لازم نیست از ۱۸ سالگی موهای سرتون رو رنگ كنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میاد!

۱۰- فقط شما میتونید برید استادیوم!

۱۱- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید!

۱۲-لازم نیست با قرار دادن انواع جكهای هیدرولیك و غیر هیدرولیك در پاشنه كفش قدتون رو افزایش بدید!

۱۳- میتونید تمام روز بادوستانتون برید كوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف كنید كه چه روز پركاری داشتید!

۱۴- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید!

۱۵- از دیدن كله پاچه دچار تشنج نمیشید!

۱۶- هیچ كس از اینكه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره!

۱۷- فقط شمایید كه لذت تماشا كردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درك میكنید!

۱۸- فقط شمایید كه میتونید لذت تكچرخ زدن با cg رو تجربه كنید!

۱۹- میتونید با خط ریشتون بیش از ۱۲۰۰۰ اثر هنری خلق كنید!

۲۰- به طلا و جواهرات دیگران در حالی كه دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیكنید!

۲۱- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون كنید كه تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه؟

۲۲- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا…

۲۳- در حالی كه خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل كوچیك بازی میكنید!

۲۴- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیك ها و مراكز لاغری شهرتون رو حفظ باشید!

۲۵- اگه تو خیابون تویوتا كمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیكان میشید!

۲۶- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید!

۲۷- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر كنید!

۲۸- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب كمپلكس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا كنید!

۲۹- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید!

۳۰- میتونید حتی تا محل كارتون رو هم با دوچرخه طی كنید و كسی اونجوری به شما نگاه نكنه!

۳۱- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های brtاین قضیه رو خرابش كرد)!

۳۲- میتونید با شلوارك و ركابی راحت تا سر كوچه برید!

۳۳- خیالتون راحته كه هرگز یك خواهر شوهر (و ایضا جاری) كه مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار كنه ندارید!

۳۴- لباسهاتون ظرف ۴۸ ساعت دلتون رو نمیزنه!

۳۵- در زیر گرمای نابود كننده تابستون خیلی راحت با یه آستین كوتاه میایید بیرون!

۳۶- نیازی ندارید هر روز كه از خواب پا میشید تا ساعت ۶ بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید!

۳۷- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی كلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در ۳/۰ ثانیه بگذرانید!

۳۸- نیازی نیست داخل كیفتون به تعداد رنگهای یك lcd لنز چشم داشته باشید(رنگهای lcd معمولا بالای ۱۶ میلیون میباشد)!

۳۹- اگه به انواع فنون حركات موزون آشنا نبودید هیچ اشكالی نداره!

۴۰- فقط شما میفهمید كه یك ۲۰۶ اسپرت خفن چقدر زیباست!

۴۱- بدون اینكه كسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی كنید!

۴۲- با دیدن سوسك و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند!

۴۳- فرق cd رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید!

۴۴- با یك سرماخوردگی سه ماه در ccu بیمارستان بستری نخواهید شد!

۴۵- میتونید یه جوك بامزه تعریف كنید بدون اینكه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید!

۴۶- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند كه از پذیرفتن آقایانی كه شئونات اسلامی را رعایت نكنند معذوریم(بس كه محجوب هستند آخه)!

۴۷- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است كه مخصوص شما آقایان میباشد!

۴۸- فقط شما میتونید كت و شلوار بپوشید و كروات بزنید و كلی خوشتیپ بشید!

۴۹- بیش از ۶۰ درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با كلاس تر؟)!

۵۰- و در نهایت اینكه میتونید تو خیابون از هر كس كه دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یكی دیگه ته ویژگی بود)



.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ دوشنبه 10 بهمن 1390, 07:23 ب.ظ

برچسب ها : اکتشاف جدید دانشمندان , مزیت مرد بودن! (طنز) ,

نظرات :
دسته بندی : نوشته های بچه های بندر "جدید" , تازه ها , حرف دل... ,

1.دوستت دارم، نه بخاطر شخصیت تو ،بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم.

2.هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.

3.اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

4.دوست واقعی کسی است که دستهای تو را نگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

5.بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگذ به او نخواهی رسید.

6.هرگز لبخند را ترک نکن ،حتی وقتی ناراحتی،چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو بشود.

7.تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

8.هرگز وقت خود را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند،

نگذران.

9.شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را. به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گذار باشی.

10.به چیزی که گذشت غم نخور ،به آنچه که پس از آن آمد لبخند بزن.

11.همیشه افرادی هستند که ترا می آزارند.با این حال همواره به دیگران اعتماد کن . فقط مواظب باش ،به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی.

12.خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی،قبل از اینکه کس دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تورا بشناسد.

13.زیاد از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتند که انتظارش را نداری



.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ شنبه 31 اردیبهشت 1390, 07:20 ب.ظ

برچسب ها : 12 نکته ,

نظرات :
دسته بندی : نوشته های بچه های بندر "جدید" , تازه ها , داستانک های ( زیبا ) ,

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد .
به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت:"متشکرم".
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت :"متشکرم " .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت :"قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد" .
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم " .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال ... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم.
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟ متشکرم"
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه ، دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود :
" تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم. من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتی ام ... نمی‌دونم ... همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره. ....
ای کاش این کار رو کرده بودم ................."



.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ شنبه 31 اردیبهشت 1390, 06:27 ب.ظ

برچسب ها : یه داستان عشقی و رمانتیک برای دختر و پسرای شیطون!!!!!!!!! , داستان عشقی و رمانتیک , داستانک , رمانتیک , جالب , سکسی ,

نظرات :
دسته بندی : نوشته های بچه های بندر "جدید" , اخبار / اطلاعیه , تازه ها ,

مجله اینترنتی وبگرد تنها :پخش «سوسن‌خانم» از تلویزیون آزاد شد!

 

موسیقی ما - سیمای جمهوری اسلامی چهارشنبه شب با پخش تیزر جدید فیلم «اخراجی‌ها ۳» نشان داد برای جذب مخاطب ـ چه برای خود و چه برای فیلم ده‌نم

 

●●●●● برای دیدن عکس ها و مطالب به ادامه مطلب مراجعه کنید ●●●●●


.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ جمعه 30 اردیبهشت 1390, 08:26 ب.ظ

برچسب ها : پخش «سوسن‌خانم» از تلویزیون آزاد شد! ,

نظرات :
دسته بندی : اخبار / اطلاعیه , تازه ها , نوشته های بچه های بندر "جدید" ,

سلام

شهین خانم و ثریا خانم توی خیابون به هم رسیدن
بعد از کلی احوالپرسی و چاق سلامتی

شهین خانم پرسید :راستی از دخترت چه خبر؟دوسالی باید باشه که ازدواج کرده ، از زندگیش راضیه ؟بچه دار شد؟

ثریا خانم یه بادی به غبغب انداخت و گفت آره جونم ،این پسره ، شوهرش ، مثل پروانه دور سرش می چرخه ، اون سال اول عروسی که دایم مسافرت بودن ، همه جا رو رفتن دیدن ، عید اون سال هم رفتن اروپا برای من هم یه پالتوی خیلی قشنگ آورده بود ، تو کار های خونه هم نمی گذاره دست از سیاه به سفید بزنه ، وقتی هم که

●●●●● برای دیدن دنباله مطالب به ادامه مطلب مراجعه کنید ●●●●●



 

 



.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ یکشنبه 25 اردیبهشت 1390, 10:09 ب.ظ

برچسب ها : طنز ,

نظرات :
دسته بندی : نوشته های بچه های بندر "جدید" , تازه ها , داستانک های ( زیبا ) , سرگرمی و طنز , اس ام اس و جک ,

 

I Am Thankful....

I can see the beauty all around me


There are those whose world is always dark

خدا را سپاس

من میتونم تمام زیبایی های پیرامونم را ببینم

کسانی هستند که دنیا یشان همیشه تاریک و سیاه هست

I am Thankful...


I can walk


There are those who have never taken their first step

خدا را سپاس

من میتونم راه برم

 

کسانی هستند که هیچوقت نتونسته اند حتی یک قدم بردارند


I Am Thankful ...

My heart can be broken


There are those who are so hardened they cannot be touched

خدا را سپاس

که دل رئوف و شکننده ای دارم

کسانی هستند که این قدر دلشون سنگ شده که هیچ محبت  و احساسی رو درک نمیکنن

I Am Thankful ...

For the opportunity to help others


There are those who have not been so abundantly blessed as I

خدا را سپاس

به من این شانس رو دادی که بتونم به دیگران کمک کنم

کسانی هستند که از این نعمت و برکت وافری که به من داده ای بی بهره اند

I Am Thankful ...


I can work


There are those who have to depend on others for even their

most basic needs

خدا را سپاس


من میتونم کار کنم

 

کسانی هستند که برای رفع کوچکترین نیازهای روزمره شون هم به دیگران محتاجند


I Am Thankful ...

I have been loved

There are those for whom no one has ever cared

خدا را سپاس


که کسی هست که منو دوست داره

کسانی هستند که بود و نبودشون واسه هیچکس مهم نیست

 

مهربانی یعنی فرستادن یک نامه به  یک دوست





.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390, 07:36 ب.ظ

برچسب ها : خدا را سپاس ,

نظرات :
دسته بندی : نوشته های بچه های بندر "جدید" , تازه ها , سوژه کردن پسرا و دخترا و زن و شوهرا ( جدید ) , داستانک های ( زیبا ) , اس ام اس و جک ,

____________________$$$$$$$$$$$
__________________$$$$$$$$$$$$$$
_________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
_____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
___$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
__$$$$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
__$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$
__$$$_$$_$$$$$$$$___________$$$$
_$$$$$_$$$$$$$$$$$___________$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$$
$_$$$$$$__$$$$$$$$$
$_$$$$$$___$$$$$$$$
_$$$$$$$$$__$$$$$$$
$_$$$$$$$$___$$$$$$
$$_$$$$$$$$___$$$$$
$$$_$$$$$$$$__$$$$$$
_$$$_$$$$$$$$$_$$$$$
$$$$$ __$$$$$$$$_$$$$
$$$$$$$ __$$$$$$$$$__$
$_$_$$$$$__$$$$$$$$$_$$$$
$$$__$$$$$__$$_$$$$$$$_$$$$
$$$$$$_$$__$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$
__$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$$$$$$$$$$$____$$$$$$$$$$
_$$$__$$_$$________$$$$$$$$$$$
_$$$_$$_____________$$$$$$$$$$
_$$_$$______________$$$$$$$$$$
___$$________________$$$$$$$$$$
_$$$$________________$$$$$$$$$$
__$$$_________________$$$$$$$$$
$_____________________$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$__$$$$$
$___________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$__$$$$$$$$§$




اگر عشق نبود؛

به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟

کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟

و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم ...



اگر کینه نبود؛

قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق

میگذاشتند.



اگر خداوند؛ یک روز آرزوی انسان را برآورده

میکرد،

من بی گمان،

دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز

هرگز ندیدن مرا.



اگر خواب حقیقت داشت؛

همیشه خواب بودیم.



اگر هیچ رنجی، بدون گنج نبود؛

ولی گنج ها شاید،

بدون رنج بودند.



اگر گناه وزن داشت؛

هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،

خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله

میکردند،

و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم.



اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛

محال نبود وصال!

و عاشقان که همیشه خواهانند،

همیشه می توانستند تنها نباشند



اگر دروغ رنگ داشت؛

هر روز شاید،

ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست،

و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود.



اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛

عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند



.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390, 07:34 ب.ظ

برچسب ها : اگر این ها نبود ... ,

نظرات :
دسته بندی : نوشته های بچه های بندر "جدید" , تازه ها , داستانک های ( زیبا ) ,



بخواب گل شکستنی که شب داره سر میرسه


                                 مهلت عاشقی هامون داره به اخر میرسه


نگاه نکن به آسمون خورشید خانم رفته دیگه


                              اینجا کسی از قدیما قصه و شعری نمی گه


بخواب قشنگ و موندنی که دنیا دیدن نداره


                                    گلای خشک کاغذی که دیگه چیدن نداره


ضریح عشقمون دیگه هیچی کبوتر نداره


                             شب میره اما تو کوچه تاریکی شو جا میذاره


.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390, 07:32 ب.ظ

برچسب ها : گل شکستنی ,

نظرات :
دسته بندی : تازه ها , نوشته های بچه های بندر "جدید" , داستانک های ( زیبا ) , سوژه کردن پسرا و دخترا و زن و شوهرا ( جدید ) , سرگرمی و طنز ,

 

منم آن بچه پولداری که الان
تو می بینی مرا در این خیابان


همان هستم که شلوارم بود تنگ
لباسم هر ورش باشد به یک رنگ

به چشمم عینک Reyban گذارم
به گوشم هدفون آی پاد گذارم

تو که مبهوت من هر روز بودی
مرا حتما شناسایی نمودی

پرادوم قرمز است و لامبورم زرد
دو بنزم را پدر از "آخن" آورد


دوسالی هم خودم رفتم به خارج
نوشتم اسم خود را توی کالج

و چون در تنبلی ممتاز گشتم
اروپا را که گشتم بازگشتم!


بهار مالزی را دوست دارم
زمستان سوی آلمان رهسپارم

روم گر بهر سرگرمی به پاریس
دو ویلا می خرم در"کان"و در"نیس"


اگر یک هفته در تهران بمانم
روم سوی فشم با دوستانم

ایمیل و فکس من درجنب و جوش است
موبایلم نیز همواره به گوش است


خلاصه زندگی شیرین و خوب است
کجایش حاوی نقص و عیوب است؟

نمی دانم چرا بعضی ز مردم
نمی پویند راه لندن و رم؟!


اگر از غصه دنیا غمینی
سفر باید کنی حتی زمینی!

به یک جا ماندگاری حیف دارد
سفر سوی فرانسه کیف دارد!


چرا نالی ز کمبود و گرانی؟
سفر کن جان من تا می توانی!

ز بی نانی چرا هی می کنی غش؟
بخور شیرینی و پیتزا به جایش!


چرا آخر پراید را دوست داری؟!
بخر بنزی به عنوان سواری!

چرا در شوش مسکن می گزینی؟
نداری ظرفی از پیرکس و چینی!


اتاق منزلت مانند گور است
بیا جردن، ببین اینجا چه جوراست؟!

کمی چون وقت من امروز ضیقه(!)
کنم ایجاز: هان ای بدسلیقه!


اگر از خوب و بد بی اطلاعی
بکن با بنده تشریک مساعی

بگویم تا چه چیزی برگزینی
و در دنیا کجاها را ببینی!


ولی فعلا ندارم وقت تفسیر
که پرواز هلندم می شود دیر!



.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390, 07:30 ب.ظ

برچسب ها : بچه مایه دار ( شعر طنز ) ,

نظرات :
دسته بندی : تازه ها , نوشته های بچه های بندر "جدید" , اس ام اس و جک ,

دو نفر که همدیگر را خیلی دوست داشتند و یک لحظه نمی توانستند از هم جدا باشند.با خواندن یک جمله معروف از هم جدا می شوند تا یکدگر را امتحان کنند و هر کدام در انتظار دیگری همدیگر را هیچوقت نمی بینند چون هردو به صورت اتفاقی به جمله معروف شکسپیر بر می خورند"عشقت را رها کن اگر خودش بر گشت مال تو است و اگر بر نگشت از قبل هم مال تو نبوده

 



.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390, 06:39 ب.ظ


نظرات :
دسته بندی : تازه ها , نوشته های بچه های بندر "جدید" , داستانک های ( زیبا ) ,

 

سلام بچه ها

خوب چون همه خواستن رومانم  را می نویسم. حالا چون کسی نپرسید اسمش چیه منم نمی گم شوخی کردم اسمش را به خواسته ی رها عشق جاوید گذاشتم این قدر با هم دعوا کردیم تا به این نتیجه رسیدیم حالا شما بگین خدای سایه ی عشق قشنگ تر یا عشق جاوید؟

قسمت های اول رومانم را خلاصه می نویسم چون خبری از نوید و امید درش نیست ولی بگم اگه اولش را نفهمید تا آخر داستان  را نمی فهمید بریم سر رومان.

                                            .به نام تک نوازنده ی تار عشق.

نسیم و آرزو دو دوست صمیمی بودند که هر جمعه برای ورزش اسب سواری به باشگاه سوار کاری می رفتند در آن جا با دو پسر به اسم نیما و ایمان آشنا می شوند. قرار میشه نسیم و آرزو به همراه خانواده هایشان یک سفر تابستانی به المان-کلن بروند. نسیم این موضوع را با نیما در میان می گزارد ولی نیما با خون سردی جواب میدهد:

- با ما حتما شوخیت گرفته.

وای خدای من can you help?

آن پسر نگاهی به من كرد و گفت:

فعلا كه زنده هستیم و احتیاجی به كمك شما نیست.

-شما فارسی بلدید.

كشور و اصلیت من ایرانیه.

-دارم چی می گم حالتون خوبه آقا طوریتون نشده كه؟

گفتم كه حالم خوبه در ضمن دوست ندارم كسی آقا صدام كنه اسم من امیده.

-براتون مهم كه به اسم صدتون كنند؟

 

به ادامه مطلب بروید ...



.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ جمعه 2 اردیبهشت 1390, 03:51 ب.ظ

برچسب ها : رمان : عشق جاوید , سایه ی عشق ,

نظرات :
دسته بندی : تازه ها , نوشته های بچه های بندر "جدید" , سوژه کردن پسرا و دخترا و زن و شوهرا ( جدید ) , سرگرمی و طنز ,

گـلـه مـیـکـرد زِ مـجـنـون لـیـلـی کـه شـده رابـطـه‌ مـان ایـمـیـلـی
حــیــف ازان رابـطـة انـسـانـی کـه چـنین شـد کـه خـودت میدانی
عـشــق وقـتـی بـشـود دات‌کـامی حـاصلـش نـیـسـت بـجـز نـاکـامـی
نـازنـیـن خـورده مگـر گـرگ تورا؟ برده یا “دات‌کام” و”دات اُرگ” تورا؟
بــهــرت ایـمـیـل زدم پـیشـترک جـای “سابجکت” نـوشـتم بـه درک
بـه درک گـر دل مـن غمگین است بـه درک گـر غم مـن سنگین است
بـه درک رابـطـه گر خورده تَـرَک قـطـع آنـهم بـه جـهـنـم، بـه درک!
آنـقـدر دلـخـور ازیـن ایـمـیـلـم کـه بـه ایـن رابـطـه هـم بـی ‌مـیـلم
مـرگ لـیـلی، نِت و مِت را ول کن هـمـه را جای “اوکِی” ، “کنسِل” کن
OFF کـن کـامـپـیـوتـر را جـانـم یـار مـن بـاش و بـبـیـن مـن ON ام
اگـرت حـرفـی و پـیـغـامـی هسـت روی کـاغـذ بـنـویـس بــا دسـت
نــامـه یـک حـالـت دیـگـر دارد خـــط ِ تـو لـطـف ِ مـکـرر دارد
خسته ازFont و زِFormat شده‌ام دلـخـور از گـردالـیِ @ شــده‌ام
کرد “ریـپـلای” بـه لـیـلـی مـجـنـون که دلم هست ازین “سابجکت”خون
بـاشـه فـردا تـلـفـن خـواهـم کـرد هرچه گفتی کـه بکن خـواهم کـرد
زودتـر پـیـش تـو خـواهـم آمـد هی مـرتـب بـه تـو سر خـواهـم زد
راسـت گـفتـی تـو عـزیـزم لـیـلـی دیــگر از مــن نــرسـد ایـمـیـلی
نـامـه ‌ای پـسـت نـمـودم بـهـرت بـه امـیـدی کـه سـرآیـد قـهـرت


 



.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ پنجشنبه 4 فروردین 1390, 06:51 ب.ظ

برچسب ها : شعر خنده دار : گـلـه مـیـکـرد زِ مـجـنـون لـیـلـی ,

نظرات :
دسته بندی : تازه ها , نوشته های بچه های بندر "جدید" , سرگرمی و طنز , عمومی ,

خب امروز یکی از کاربران سایت برامون یه شعر فرستاد که در زمان آموزشی و در پادگان قدر ناجا و در مورد سختی هاشون نوشته ، بخونید و لذت ببرید.

شعر سربازی

قدر ناجا

روز و شبم را گذراندم در قدر ناجا                        هر روز می رفت و تکرار بود و باز فردا
هر روزش تنبیه داشت هر تنبیهش بسی سختی      یک شبش سرد و یک شبش در عطش گرمی
خدا نیارد آن روز را که نگهبان باشی                    چشمان خسته و در انتظار افسر نگهبان باشی
روز ها قبل از سحر ز خواب برخاستن                   شب ها تا دیر وقت بیداری و ساختن
شب و روزمان را کاری نکردن                             جز تنبه دور برجک و گرد و خاک خوردن
چقدر سخت بود اوایل برای همه                            برپا دادن ، نظافت ، صبحگاه و رژه
حال رسیده ایم به انتهای دوره                              همه چشم انتظار روز آخر و پایان دوره
نمی دانم چه حالی خواهم شد بعد ها                       با شنیدن نام مرکز آموزشی قدر ناجا
چه روز هایی داشتیم در قدر ناجا                          در آن هادی شهر و شهر غم ها

شعر از : محسن مصیبت



.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ پنجشنبه 4 فروردین 1390, 06:50 ب.ظ

برچسب ها : شعر سربازی “قدر ناجا” ,

نظرات :
دسته بندی : نوشته های بچه های بندر "جدید" , سوژه کردن پسرا و دخترا و زن و شوهرا ( جدید ) ,

راننده زن را چطور بشناسیم !!
 
 
1) اگه ماشینش پنچر بشه کاپوت ماشین رو بالا میزنه و توی ماشینو نگاه میکنه!

2) اگه راهنمای چپ رو بزنه و سمت راست بپیچه!

3) وقتی پشت سرش باشی و چراغ بزنی یا بوق بزنی توی آینه رو نگاه کنه تازه یادش میاد که روسریش رو باید درست کنه!

4) وقتی که با سرعت 140 تا یه پیچ رو دور بزنه! (البته این یکی در مورد خانوم ها صدق نمیکنه چون اونا بشتر از 14 تا نمیرن)

5) وقتی که برن پمپ بنزین و بعد از زدن بنزین با همون شیلنگ داخل باک حرکت کنن برن!
 
آقایون لطفاْ اون لبخند رو از صورتتون پاک کنید!!!!!!.....


.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ دوشنبه 27 دی 1389, 07:41 ب.ظ

برچسب ها : راننده زن را چطور بشناسیم !! ,

نظرات :
دسته بندی : تازه ها , نوشته های بچه های بندر "جدید" ,

در کنار پنجره

من

حسرت یک قطره باران

آسمانی گرم و روشن

ابر ها

در کوچ فردا

با وجودش در زمستان

آرزوی نم نم آن

بس نگاهها آسمانی

نیست هیچ بارانی اینجا



با وجود باد خشمگین

شهر پیدا نیست هر جا

گرد و خاک هم در هوایش

می پرند

حیران و ویران

در خیالم

با نگاهش

نم نم باران چه زیبا

تا بشوید شهر تشنه

نیست هیچ بارانی اینجا



موج

در ساحل چه زیبا

می نشیند روی سنگها

قایق صیاد را او

می برد

در خواب و رویا

ماهیان رنگ رنگش

در دل دریا فراوان

منتظر

از ریزش آن

نیست هیچ بارانی اینجا

 

نویسنده : میر حمزه طاهری هریکنده ای نوپا

سایت : http://www.taheri.blogsky.com/



.:: ارسال مطلب توسط مرصاد بندار در تاریخ پنجشنبه 16 دی 1389, 07:07 ب.ظ


نظرات :
نظرسنجی
کدام مطالب را بیشتر می پسندید؟

درباره ما

من مرصاد متولد 1370 از بندر عباس هستم

نظر یادتون نره منو با نام ** وب گرد تنها ** لینک کنید

ایجاد کننده وبلاگ : مرصاد بندار

جاوا اسكریپت



یاس تم

قالب وبلاگ رتبه ی گوگل


Page Ranking Tool










Powered by WebGozar





اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها