ذره ای درنور...
نویسنده :مرصاد بندار
تاریخ:سه شنبه 25 آبان 1389-05:23 ب.ظ
گل نگاه تودرکار دلربایی بود
فضای خانه پر از عطر آشنایی بود
به رقص آمده بودم چوذره ای درنور
زشوق وشور که پرواز دررهایی بود
چه جای گل که تولبخند زدی با مهر
چه جای عمر که خواب خوش طلایی بود
از آنکه دیدن تو قسمت خدایی بود
شب از کرانه دنیای من جداشده بود
که هرچه بود توبودی وروشنایی بود

برچسب ها:
ذره ای درنور...


